راهبرد تجدید دموکراتیک سلطه یا نظم مابعدتجددی استعمار

یادداشت زیر در صفحهٔ اندیشهٔ شمارهٔ ۴۷۶۴ روزنامهٔ ایران (۲۳ فروردین ۱۳۹۰) به چاپ رسیده است.

اینکه جریان اسلامی در کشورهای مسلمان به موقعیتی چون حزب الله در کشوری طایفه‌ای کشانده شود، مستلزم فرض عدم حساسیت توده‌های مسلمان و همراهی آنها با امریکایی‌ها و باقیمانده‌های رژیم‌های جبار نیز هست. از این‌رو گرچه نیروهای اسلامی برای تداوم جنبش‌ها در منطقه به‌واسطه طرح پیچیده امریکا با دشواری‌هایی روبه‌رویند، اما امریکایی‌ها نیز برای مهار نیروهای اسلامی توسط جریان‌های سکولار و بازی دموکراتیک با دشواری‌هایی روبه‌رویند که پویایی‌های جنبش‌ها و اتخاذ سیاست‌های مناسب نیروهای انقلابی بر سر راه آنها به‌وجود خواهد آورد. با توجه به کابوسی که حزب الله در لبنان برای غرب به‌وجود آورده‌است، لبنانی کردن کشورهای اسلامی توسط نیروهای اسلامی با نظر به عمق اجتماعی ناشی از اکثریت مسلمان، امکانی در سطح انقلاب و با ظرفیت تبدیل انقلاب برای آنها بویژه امریکا به معنای کابوسی مرگ آور است که جنبش‌های موجود منطقه آبستن آن هستند.

ادامه مطلب »

غرب در تلاش ناکامی انقلاب‌های منطقه: دموکراسی خواهی وسیاست افتراقی مهار

یادداشت زیر در صفحهٔ اندیشهٔ شمارهٔ ۴۷۶۱ روزنامهٔ ایران (۲۰ فروردین ۱۳۹۰) به چاپ رسیده است.

سیاست‌های غرب به رهبری امریکا در مواجهه با جنبش‌های منطقه بهترین معیار برای درک موضع و رویکرد آنها نسبت به این تحولات می‌باشد. این سیاست برپایه راهبردی به اجرا در می‌آید که می‌توان آن را راهبرد ایجاد انقلابات ناتمام، ممانعت از تصعید جنبش‌ها به مرحله انقلاب، سقط جنین انقلابات و یا نارس‌سازی جنبش‌های انقلابی نام داد؛ هدف محوری این راهبرد در شکل کلی جلوگیری از واژگونی کامل رژیم‌های منطقه و ایجاد نظامات جدید سیاسی از طریق اعمال قدرت جنبش‌های مردمی به شکل مستقل می‌باشد. این راهبرد وجهی از طرح کلی اصلاح یا تجدید دموکراتیک سلطه و یا تجدید سلطه دموکراتیک غرب برای منطقه‌است که با اعمال آن از بسیج اجتماعی به رهبری نیروهای اسلامی و تحول جنبش‌ها به انقلابات کامل و تام ممانعت به عمل می‌آید تا با ناممکن سازی واژگونی و تخریب کامل ساختار موجود رژیم‌های منطقه به‌دست نیروهای جنبش‌ها به شکل انقلابی، فرآیند ایجاد نظامات سیاسی جدید از مسیر انقلاب و توسط رهبران انقلابی از بین برود. به این ترتیب در نتیجه اجرای این راهبرد تجدید ساختار سیاسی رژیم‌های فاسد و مستهلک یا تاریخ مصرف گذشته منطقه در چارچوب سیاست یا طرح دموکراتیک‌سازی سلطه تحت هدایت و رهبری امریکا ممکن گشته و بدون مشارکت نیروهای وابسته یا متمایل به غرب و امریکا منتفی خواهد گردید.

ادامه مطلب »

تنها انتخاب

یادداشت زیر سرمقالهٔ شمارهٔ ۴۷۵۷ روزنامهٔ ایران (۱۵ فروردین ۱۳۹۰) است.

از آغاز انتفاضه مسلمانان خاورمیانه، موضع و رویکرد استکبار غرب نسبت به این قیام‌ها یکی از عمده‌ترین دلایل ابهامی بوده‌است که در مورد این تحولات وجود داشته‌است. در حالی که تمامی جنبش‌های کنونی جهان اسلام علیه حاکمان مستبد و وابسته‌ای است که مستقیماً یا به‌طور غیر مستقیم توسط استکبار غرب، بویژه امریکا بر سر کار آمده یا به اعتبار نقش این دیکتاتوری‌ها در نظام سلطه جهانی و مبارزه با خیزش‌ها و حرکات اسلامی، به تعبیر آنها تروریسم، مورد حمایت غرب و امریکا قرار داشته‌اند. گستاخی فریبکارانه غربی‌ها در اظهار حمایت از این قیام‌ها و حتی تلاش بی‌شرمانه آنها در قرار دادن خود در صف اول حامیان این تحولات، از منابع عمده شک و ابهام در این زمینه می‌باشد. اما بعلاوه این، کارگسترده، جامع و بابرنامه رسانه‌ای – تبلیغی دستگاه هژمونی غربی در مشوه‌سازی چهره این انقلابات مردمی و عرضه آنها به عنوان قیام‌های دموکراتیک و مبتنی بر ارزش‌های سکولاریستی غرب نیز باید از دیگر دلایل تکمیلی یا تشدیدکننده این ابهام به حساب آید. در حقیقت این دلیل اخیر را بایستی مبنا و بستر توجیهی تحرکات مکارانه‌ای دانست که به غربی‌ها امکان داده‌است جایگاه خود را از موضع هدف و طرف اصلی این قیام‌ها به موضع حامیان و طرفداران آنها تغییر دهند.

ادامه مطلب »

گفتگوی تفصیلی پنجره با کچویان: بازگشت به دیانت

jeldسه سال پس از گفتگوی کچویان و فاضلی در اردیبهشت ۸۶ در دانشگاه علامه طباطبایی که برخی عنوان مرگ جامعه‌شناسی را به آن دادند و چندی پس از مناظرهٔ پرحاشیهٔ کچویان و اباذری در سالن ابن‌خلدون دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، و پس از شمارهٔ «تخریبی» اخیر مهرنامه، هفته‌نامهٔ پنجره شمارهٔ ۷۹ را به پروندهٔ کچویان اختصاص داده است. در این بخش گفتگوی مهدی دبستانی و محمد سیدغراب با کچویان را می‌خوانید. (لینک این مطلب در پنجره)

سایر مطالب مرتبط در این شماره از پنجره را در پست‌های زیر بخوانید:

ادامه مطلب »

جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی، یادداشتی از دکتر حمید پارسانیا

ذَلِک بِأَن اللهَ هُوَ الْحَق وَأَن مَا یدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ (سوره لقمان – آیه ۳۰)

parsaniaآقای دکتر کچویان از زمان نشست با دکتر فاضلی، در دانشگاه علامه طباطبایی، مدتی است که باب گفت‎وگو درباره مرگ و زندگی جامعه‎شناسی و نسبت جامعه‎شناسی با مطالعات فرهنگی را گشوده است؛ برگزارکننده آن نشست، یعنی بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی، برای صحبت‎های دکتر کچویان عنوان مرگ جامعه‎شناسی و تولد مطالعات اجتماعی را برگزیده بود. از آن زمان تاکنون دوستان زیادی در این بحث مشارکت کرده و هریک از منظر خود به اظهارنظر در این‎باره پرداخته‎اند، بنده نیز به سهم خود می‎‎کوشم تا زاویه‎ای جدید بر این بحث بگشایم و یا دست‎کم به یکی از زوایای آن اشاره کنم.

مسأله حیات و یا مرگ جامعه‎شناسی و نیز نسبت آن با مطالعات فرهنگی، بدون توجه به برخی از زمینه‎‎های معرفتی دیگری که بیرون از حوزه جامعه‎شناسی قرار می‎‎گیرند، به سامان نمی‎‎رسد، چه این‎که بخش قابل‎توجه تحولات و تغییرات جامعه‎شناسی برون‎زا بوده و تحت تأثیر عوامل بیرونی این علم است.

مهمترین عامل معرفتی تأثیرگذار در تکوین و تحولات جامعه‎شناسی کلاسیک در دو سده نوزدهم و بیستم، زمینه‎‎های فلسفی و معرفت‎شناختی آن است.

ادامه مطلب »

حاشیه‌های گفتگوی پنجره با کچویان

در دوره نوجوانی، همسایه ما برادر ملک الشعرای بهار بود و انواع کتب و مجلات روشنفکری در خانه او یافته می‎‎شد. من پایان هر ماه یک بسته از مجلات مختلف را که وی خوانده بود و می‎‎خواست دور بریزد، می‎‎گرفتم و با ولع تمام هرچه در آن‎ها بود، می‎‎خواندم. این کار تا مدت‎ها پس از رفتن ما از آن محله ادامه داشت، تا این‎که یک‎بار وقتی برای گرفتن مجلات رفتم، خانم وی با عصبانیت گفت که با این‎که از این محل رفته‎ای، هنوز ما را ول نمی‎‎کنی؟! و در را به هم زد. و من مأیوس و شرمنده دیگر به آن‎جا برنگشتم.

قرارداد کتاب «از تجدد‎شناسی تا غرب‎شناسی» را که به تازگی نوشته شده با انتشارات امیرکبیر بسته‎ام و ان‎شاءالله به‎زودی منتشر می‎‎شود، اما کتاب «بنیاد‎های قدسی جامعه و تاریخ» (که آن را مهم‎ترین کار خودم تا به حال می‎‎دانم) با این‎که کامل است و جزییاتش نوشته شده، اما نیاز به سازمان دادن مجدد (با توجه به بحث‎‎های انتقادی‎ای که به آن شده) دارد که نمی‎‎دانم کی آماده و منتشر بشود.

در مورد مطالب اخیر نشریه «مهرنامه»، مجال بحث در این‎جا نیست، تنها می‎‎توانم بگویم که با توجه به شیوه کار، ظاهرا مقاصدی جز مقاصد علمی در میان است. ارائه دیدگاه‎‎های بنده به شکل ناقص در شماره قبلی و چاپ گفت‎وگویی که طرف مقابل من در آن هیچ یک از قواعد بحث و اخلاق علمی و حتی… را رعایت نکرده و بنده به همین دلیل جلسه را ترک کرده‎ام، چه معنایی جز تخریب می‎‎تواند داشته باشد؟ درج عبارت «با آثاری از… حسین کچویان…» روی جلد، در حالی‎که هیچ تماسی با من گرفته نشده تا حداقل برای‎شان مشخص کنم که آن بحث و گفت‎وگو از نظر بنده (با توجه به برخورد طرف مقابل) ‎شأن و اعتباری دارد، روشن می‎‎کند که آن‎‎ها نظر به حقیقت دیدگاه‎‎های بنده نداشته و مقاصد سیاسی خاص خود را دنبال می‎‎کنند.

ادامه مطلب »

جامعه‌شناسی از جنس دیگر، یادداشتی از دکتر سهیلا صادقی فسایی

سابقه آشنایی من با دکتر حسین کچویان به ۲۵ سال پیش بازمی‎گردد؛ زمانی‎که در دوران فوق لیسانس با ایشان همکلاس بودم. از همان زمان کچویان به‎عنوان یک دانشجوی اهل موشکافی و تجزیه و تحلیل مسائل علمی، در کلاس‎‎ها مطرح بود و به‎لحاظ پویش فکری بی‎نظیری که در بحث‎‎های نظری داشت، در نگاه همکلاسان و اساتید، دانشجویی نخبه و ممتاز محسوب می‎‎شد. در واقع ما به‎عینه شاهد بودیم که بر اثر حضور وی، کلاس‎‎ها غنا و پویایی خاصی داشت و از این جهت او پیوسته مورد تحسین همکلاسی‎‎ها بود.

در دوره دکتری نیز در خارج از کشور من با ایشان در یک دانشگاه درس می‎‎خواندم و اگر چه در حوزه کاری و مطالعاتی متفاوتی بودیم، اما همواره شاهد بودم که ایشان با جدیتی مثال‎زدنی بر روی مباحث درسی و علمی و از جمله رساله پایان نامه‎اش کار می‎‎کند. برای من و بسیاری دیگر جالب بود که یکی از مهم‎ترین سرگرمی‎‎های ایشان در آن محیط، کشف کتاب‎فروشی‎‎هایی است که کتب جامعه‎شناسی را به قیمت مناسب عرضه می‎‎کنند و شاید به جرأت بتوان گفت که بیش از هر دانشجوی ایرانی در آن‎جا، وقت خود را در کتابخانه و در خرید کتاب‎‎های خوب در رشته جامعه‎شناسی صرف می‎‎کرد و کتابخانه شخصی ایشان در دانشکده علوم اجتماعی، گواهی بر این امر است. نکته جالب‎تر در مورد کچویان، این بود که با همه جدیت و مشغولیت علمی که در دوران دانشجویی دکترا در خارج از کشور داشت، از پرداختن به اموری چون برپایی کلاس تفسیر قرآن برای دانشجویان در منزلش غافل نمی‎‎شد.

از سال ۱۳۶۸ تا امروز هم من به‎عنوان عضو هیأت علمی و همکار دکتر کچویان، شاهد حساسیت و دقت بالای ایشان در کار علمی و استادی بوده‎ام.

ادامه مطلب »