۱۳۸۸-۱۰-۱۳
مصاحبهٔ ایسنا: رفتارهای انتخاباتی، اخلاق انتخاباتی و جامعهشناسی هیأتها
خبرگزاری ایسنا در مهر ماه ۱۳۸۷ مصاحبهای را با حسین کچویان دربارهٔ انتخابات آتی ریاست جمهوری انجام داده است که ظاهراً هرگز متن آنرا منتشر نکرده است. کچویان در این مصاحبه، مشارکت ۸۰ درصدی را برای انتخابات ۸۸ پیشبینی کرده است. متن این مصاحبه را در ادامه از نظر میگذرانید.
دکتر حسین کچویان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، رییس گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه جامعه شناسی دین است. وی در بررسی رفتارهای انتخاباتی مردم ایران تاکید دارد که در ایران نیز رفتارهای انتخاباتی مانند سایر کشورها از جمله آمریکا شکل میگیرد و رفتار هیجانی اقتضای فضای انتخابات است.
دکتر حسین کچویان برای تشریح نظر خود به خبرنگار تاریخ و اندیشه ایسنا گفت: اگر همه برای خود حزبی باشند، جامعه از بین میرود، جامعه به تبعیت و متبوعیت جامعهاست. در جامعه سلسله مراتبی وجود دارد که برخی حرف میزنند و دیگران میشنوند و جهت میدهند. این ماهیت جامعهاست هیچ جایی جامعه از این سلسله مراتب خالی نیست و تنها سازوکارها و نحوهٔ تعامل نیروهای نخبه و غیرنخبه تفاوت دارد. وی افزود: در جهان سیاست، قلمرو سیاست را بر اساس مباحث و مفاهیم مختلفی میتوان فهم کرد. یکی از مقولات و مفاهیم مهم و محوری عمل سیاسی است که رفتار انتخاباتی هم در ذیل همین عنوان کلی میگنجد.
عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: جهان سیاست کنش سیاسی را شکل میدهد، کنش سیاسی که توسط آدمها و جریانهای مختلف شکل میگیرد، اشکال مختلفی دارد. کنشها گاهی اوقات مشارکتجویانه در ساختار سیاسی و گاهی ضد مشارکتجویانهاست یعنی در جهت تخریب نظام سیاسی است و در این معنا عمل سیاسی، رفتار و کنش انقلابی نامیده میشود. وی افزود: معمولا انقلاب، جریانهای لیبرالیستی که مسلط بر حوزه نظر هستند؛ کنش سیاسی ضد سیستمی را جزو عمل سیاسی نمیدانند. این نوع کنشها به بازتولید نظام سیاسی منجر نمیشود و باعث دگرگونی آن میشود. از این جهت، حوزه نظری علوم سیاسی، عملی که موجب بازتولید نظام سیاسی میشود را کنش سیاسی میدانند.
کچویان در ادامه با اشاره به انواع مختلف کنش سیاسی بیان کرد: شکل مهم و بارز آن در نظامهای سیاسی، کنشی است که تحت عنوان رفتار انتخاباتی شناخته شدهاست. انتخابات یک فرآیند، فعالیت و عملی است که کار آن تجدید نظام سیاسی است. به این معنا که کشوری ساختار دولتی، پارلمانی و… دارد و انتخابات ناظر به یکی از اینهاست. گاهی اوقات قانونی را تصویب یا رد میکند یا رییس دولت یا نمایندهای را انتخاب میکند در هر صورت انتخابات سازوکاری برای تاسیس دولت و ایجاد نهادهایی است که در قانون اساسی نحوه تشکیل آنها به شکل انتخابات پیشبینی شدهاست.
رییس گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تاکید کرد: انتخابات در هیچ جای دنیا برای ایجاد کل سیستم سیاسی نیست. سیستم سیاسی از طریق انتخابات ایجاد یا برکنار نمیشود زمانی هم که سیستم سیاسی عملا از بین نرفته باشد؛ رفراندوم صورت نمیگیرد و وقتی هم سیستمی عملا تاسیس نشده باشد؛ رفراندوم نمیکنیم همهپرسی یا رفراندوم آغازین جمهوری اسلامی هم زمانی صورت گرفت که سیستم سیاسی تاسیس شده بود؛ فقط برای اینکه همراهی و همسازی را به شکل قانونی نشان بدهیم و تثبیت کنیم این کار انجام گرفت وگرنه همه میدانستیم که آن انتخابات در واقع منتهی به عدم تاسیس جمهوری اسلامی نمیشود، همین طور هم اگر به سیستمهای سیاسی متولد نشدهای توجه کنیم که در آنها نیز مساله رفراندوم هیچگاه انجام نمیشود؛ زیرا هنوز سیستمی شکل نگرفتهاست که رفراندوم را برگزار کند. وی اضافه کرد: رفراندوم زمانی انجام میشود که دولت رفته باشد و در فرآیند طولانی مدتی اوضاع تغییر کند. این حکومتها با مبارزه، بنیانهای اساسی را تغییر میدهد اما وقتی حکومت تاسیس میشود برای تعیین نهادهایی که در قانون اساسی معین شدهاست و جایگزینی افراد، انتخابات برگزار میشود.
استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران در ادامه به ایسنا گفت: انتخابات اساسا سازوکار انتصاب است و مشاغل و مناصب سیاسی را به اشکال مختلف واگذار میکنیم که یکی از اشکال آن انتخابات است مانند انتخابات نمایندگان. وی، رفتار انتخاباتی را بخشی از کنشهای عرصه سیاسی دانست و تشریح کرد: رفتار انتخاباتی رفتاری است که افراد عالم سیاست در چارچوب همین فعالیت انتخاباتی انجام میدهند. رفتار انتخاباتی یا فعالانه یا غیرفعالانهاست یعنی خودشان تلاش میکنند فراتر از یک رای یا بر عموم مردم تاثیر بگذارند و این افراد کسانی هستند که میخواهند ماهیت و محتوای آن منصب یا موقعیت را تغییر دهند و بر فرآیندها اثر بگذارند و برنامه و طرح برای سیاست دارند. این افراد به شکلی در انتخابات مشارکت میکنند و کسانی که طرحی ندارند و در دفاتر انتخاباتی کاری انجام نمیدهند به شکل دیگر رفتار میکنند.
این استاد دانشگاه، میان رفتار انتخاب شونده و انتخاب کننده تفاوتی قائل شد و اشاره کرد: تفاوت دیگری نیز میان رفتارهای انتخاباتی وجود دارد. میان رفتار انتخابکننده عادی و انتخابکننده سیاسی نیز باید تمایز قائل شد؛ یعنی گروه یا فعال سیاسی، رفتار انتخاباتی میکنند که صرفا رای دادن نیست و رفتار انتخاباتی اشکال مختلفی دارد که پایینترین سطح آن رای دادن است که اکثر مردم این سطح را انجام میدهند اما سطحی که نماینده معرفی میکند و تبلیغات انجام میدهد و نشست برگزار میکند، رفتار انتخاباتی مرتبط با عمل سیاسی انجام میدهد که سطح بالاتری است. پس رفتار انتخاباتی رفتاری است که برای فعالیتی به نام انتخابات انجام میگیرد و سطوح مختلفی دارد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به جایگاه خاص نخبگان در فرآیند رفتار انتخاباتی و عمل سیاسی، تشریح کرد: مجموعه مهم از کنش سیاسی، مرتبط با پر کردن مناصب سیاسی یا تعدیل و تغییر سیستمهای سیاسی است که به انتخابات موسوم است. در انتخابات مجموعه کنشهای افراد برای شکلگیری و ایجاد آن، رفتار انتخاباتی است؛ رفتار انتخاباتی سطوح و انواع مختلفی دارد حتی کسی که به مطالعه روزنامه برای انتخاب فردی میپردازد، رفتار انتخاباتی انجام میدهد.
وی افزود: رفتار سیاسی چندین سطح دارد؛ اگر رفتار ضد سیستمی را در نظر بگیریم چند سطح داریم، سطحی که خنثی هستند و رفتار سیاسی ندارند و نسبت به سیاست خنثی هستند و هیچگاه شرکت نمیکنند. عدهای هم سطح حداقلی، دیگران سطح حداکثری مشارکت را شامل میشوند و عده دیگری در وسط این دو سطح هستند. رفتار انتخاباتی نیز مثل هر عمل سیاسی متناسب با یکی از سه سطح میشوند.
کچویان به بیان رفتارهای انتخاباتی سطوح مختلف پرداخت و اظهار کرد: اگر حداقل رفتار انتخاباتی را رای دادن تلقی کنیم، سطح حداقلی همین عمل سیاسی است و سطح حداکثری، سطح کسانی است که خود را برای نمایندگی معرفی میکند و کسانی هم در این بین، انواع مختلف رفتار انتخاباتی را مثل مشارکت در حزب، تعیین کاندیدا، چاپ پوستر و نشر آن، شرکت در تظاهرات یا نشستهای سیاسی و… انجام میدهند.
وی در ادامه به ایسنا گفت: مشخصا روشن است که در صحنه سیاست این فعالیتها جایگاه خود را دارد. به طور مطلق نمیتوان گفت که کدام یک از این سه سطح تعیین کنندهترند اما به طور کلی کسانی که بالاتر از متوسط مردم، ظرفیت و توانایی دارند به تعبیر سادهتر، نخبگان، شان و نقش عمدهتری در انتخابات دارند. اکثریت مردم، در رفتار و حداقلی انتخاباتی یعنی رای دادن شرکت دارند. عدهای بالاتر نه تنها رای میدهند بلکه دیگران را تشویق به رای دادن میکنند یا به خوبی کمک مالی میکنند و رفتار انتخاباتی فراتر از سطح انتخابات انجام میدهند. اثر عمل این افراد بیشتر از کسی است که صرفا رای میدهد اما کسانی هم در نشست سیاسی شرکت میکنند به تشویق افراد میپردازند و نقش بیشتری در رفتار انتخاباتی دارند. بالطبع کسانی که بالاتر از این سطوح تعیین میکنند که چه کسی انتخاب شود و کاندیدا باشد، نقش بالاتری دارد.
پژوهشگر حوزه جامعهشناسی دین با اشاره به اهمیت فرهنگ جامعه در نحوه عمل و رفتار انتخاباتی گفت: مقداری از آن مستقل و مقداری برگرفته از دین یا فرهنگ است. افراد توانمندیهای وجودی متفاوتی دارند چه فرهنگ بخواهد یا نخواهد افرادی که ظرفیت وجودی بالاتری دارند، در صحنههای زندگی مثل سیاست و اقتصاد اثرگذار هستند. این قسمت تاثیرگرفته از فرهنگ نیست اما سطحی از رفتارها اثر میگذارد. کچوییان بیان کرد: ایران که فرهنگی دینی دارد به دلیل شان و مقام مهمی که برای علمای دینی قائلیم - که از ابتدا بودهاست و یکی از پایههای اساسی حیات اجتماعی است - دیانت و فرهنگ دینی بر اینکه از میان نخبگان کدام یک موثرتر باشند، اثر میگذارد.
وی افزود: در کشور ما از ابتدای بهوجود آمدن سازوکارهای سیاسی جدید، همیشه تاثیر جریانهای غیردینی و جریانهای دینی روشنفکر به طور عملی در جامعه کمتر از علما بودهاست. اگر به صحنههای تاریخی مختلف جامعه نگاه کنیم از قبل از مشروطه و تنباکو همیشه علما نفوذ و اثر جدی در صحنه سیاست تاکنون داشتهاند اما روشنفکران بهاصطلاح دینی، این اثر را نداشتهاند. با اینکه روشنفکران جزو نخبگان جامعه هستند و ظرفیت وجودی بالاتری دارند اما همین مساله فرهنگ و دین و ناسازگاری وجودی بعضی روشنفکران با دیانت منشایی شدهاست که اثر آنها در قیاس با علما حداقلی باشد.
رییس گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تصریح کرد: در انتخابات ریاست جمهوری پیشین صفآرایی گستردهای شد؛ روشنفکران لائیک و غیرلائیک در یک سو، اهل دیانت هم در سوی دیگر. با اینکه چهرههای نخبه و برجستهای در گروه مقابل وجود داشتند اما به همین دلیل اثری نداشت. وی با بیان اینکه در هر جامعهای، متوجه با ساختار حقوقی و قانونی، اجتماعی و فرهنگی آن، اعمال و رفتار شکل میگیرد تصریح کرد: انتخابات بهطور طبیعی در جامعه ما نمیتواند از جهات مختلف از اثر دین برکنار باشد زیرا دیانت ما دیانت حداکثری است، مانند دیانت حداقلی نیست که به شکل محدود شرایط و مناسک داشته باشد و کل زندگی را نتواند پوشش دهد. بهطور طبیعی، دیانت به این شکل، کل حیات فرد را در برمیگیرد؛ آن فرد را تبدیل به یک موجودیت یکپارچه میکند به نحوی که فرد را در همه جا همراهی میکند و هسته دینی در مناسک و محافل دینی، او را در مناسک غیردینی هم همراهی میکند.
استاد دانشگاه تهران در ادامه گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: وقتی در مکان مذهبی مثل هیات یا مسجد شرکت میکند نوع بیان و فعل و عملی که در آن محفل انجام میگیرد، بر فرد اثر میگذارد اما نکته دیگر این است که در سالهای اخیر تحولی رخ دادهاست که هیاتهای مذهبی نقش بیشتری پیدا کردهاند. در این سالها جریانهای هیاتها نقش مهمی در انتخابات پیدا کردهاند وگرنه آن نوع تاثیر و تاثری که دیانت بر فرد به شکل عمومی داشتهاست را شاهد بودیم. وی افزود: شاید این تاثیر و تاثر، کم و زیاد شده باشد اما وجود داشتهاست و شاید خیلی محل سوال نبودهاست. باید دید حضور مستقیم محافل مذهبی چگونه بودهاست. من مساله را در چارچوب متفاوتی درک میکنم و به شکلگیری احزاب در ایران خوشبین نیستم. هم به لحاظ نظری، اصولی و اعتقادی فکر میکنم که ساختار و سازوکار حزبی درست نیست. هم به لحاظ واقعی وقتی به ایران مینگریم، احزاب را موفق نمیبینیم و هنوز هم ناموفقاند.
کچویان بر همین اساس اظهار کرد: در ایران بعضی از سازوکارهایی که احزاب در دنیا انجام میدهند را به شکل طبیعی برخی از نهادهای دیگر انجام میدهند. زمانی فکر میکردم نهادهای حرفهای، احتمالا بهتر میتوانند کار احزاب را انجام دهند اما الان فکر میکنم که غیر از نهادهای حرفهای، برخی از نهادها مانند هیاتها میتوانند در جامعه ما به صورت ساختاری این کارکرد را بر عهده بگیرند. این کارکرد، خاص است و غیر از تاثیر و تاثر بر امر سیاست، قالبی به عنوان هیات وجود دارد که کارکرد طبیعی آن این است که فعالیتهای مذهبی را سامان دهد اما در کشور ما به دلایل مختلف هیاتها نقش مهمی در انتخابات پیدا کردهاند. پژوهشگر حوزه جامعه شناسی دین بیان کرد: هیاتها قدرت سازماندهی خوبی دارند و پیوند خوبی با مردم دارند و میتوانند مردم را جهت دهند و آرای آنها را بسیج کنند. برای مردم، احزاب از آن جهت چنین نفوذی ندارند که هیاتها این نفوذ را دارند و این هیاتها به این معنا نیستند که به احزاب تبدیل شوند اما به نظر میرسد که اهل عمل و اهل نظر باید به این مساله توجه کنند و البته این نهادها را تخریب هم نکنند.
وی تاکید کرد: اصلا نباید مقایسه میان احزاب و هیاتها را مطرح کرد اینکه شباهتهایی دیده میشود، دلیل اختلاط کردن میان آنها نیست اما به دلایلی که من در مقام تشریح آنها نیستم احزاب ناموفق بودند و نتوانستند کارکردی را داشته باشند اما در مقابل نهادهایی که کارکرد حزبی نداشتند؛ کارکرد حزبی پیدا کردند؛ این به شرایط خاص ما برمیگردد و این مساله ماهیت هیاتها را تغییر نمیدهد. استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران در ادامه تشریح کرد: هیاتها کماکان هیاتاند اما در حال پید کردن کارکرد جدید هستند و به نظر میرسد که این کارکرد، کارکرد اتفاقی هم نیست. برخی تلقیشان این است که هیاتها به صورت اتفاقی توسط افراد خاص وارد سیاست شدهاند ولی به نظر میرسد که این گونه نباید نگاه کرد و به صورت بنیادی و نهادی باید به مساله نگریست. فکر میکنم که این کارکرد تداوم داشته باشد و هیاتها بتوانند کار احزاب در غرب را در ایران در برابر احزاب که تاکنون نتوانستند کاری کنند، انجام دهند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه اظهار کرد: دلایل متعدد و پیچیدهای برای شکل خاص رفتار سیاسی در ایران وجود دارد نکته این است که ما حدودا ۳۰ سال بیشتر نیست که به این شکل و بر رفتار مشارکتی میپردازیم. نظام سیاسی ما در قبل از انقلاب نظام مشارکتی و مشروعی نبودهاست و مردم هم در فعالیتهای سیاسی شرکت نمیکردند و جدی نمیگرفتند؛ مردم آموخته و آشنا با این فضاها نیستند. ۳۰ سال است که همگی نه تنها مردم عادی بلکه رهبران و احزاب و افراد سیاسی در حال آموزش هستیم یعنی خطا از مردم به تنهایی نیست به این معنا اصلا خطا نیست.
وی افزود: نه تنها نکته این است که ما سابقه نداریم و در حال آموزش دیدن هستیم بلکه فرض خطا کردن باید کنار گذاشته شود. خطا کردن در صورتی است که الگوی ثابتی باشد که اگر ما از آن تخطی کنیم، میتوان گفت که خطا داشتهایم. معتقد نیستم که ما لزوما الگوی غرب را بازتولید کنیم و این الگو مناسب ماست و باید تکرار شود. بلکه ما در حال پیدا کردن الگوهای خودمان هستیم. در نتیجه در فضایی که ما به آزمون و خطا دست میزنیم و تجربه میکنیم طبیعی است که خیلی چیزها بعضا شکل معقول نداشته باشد یا خوب نباشد این نکته خیلی مهمی است که بسیاری از مسایل را روشن میکند.
رییس گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با تاکید بر نداشتن معنای مشخص در ایران تاکید کرد: انتخابات هنوز معنا و مفهوم مشخص خود را پیدا نکردهاست صورت ظاهری آن یعنی رای دادن وجود دارد اما معنا و مفهوم همه جانبه این مقوله هنوز مشخص نیست؛ احزاب، نهادها، سازوکارها و فرآیند انتخابات مشخص نیست و مطلب اساسی این است. ما تازه آرام آرام فعالیت میکنیم و سازوکارهای مناسب خود را مییابیم. وی افزود: همه ما، به دنبال این کارهستیم. این مساله را نباید تنها به مردم منتسب کرد، احزاب و افراد سیاسی ما لزوما درست عمل نکردهاند که مردم بخواهند درست عمل کنند همه ما در حال یادگیری هستیم.
رییس گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه به ایسنا گفت: در همه جای دنیا مردم هیجانی عمل میکنند؛ اگر به نظرسنجیهای گالوپ یا انتخابات آمریکا نگاه کنیم، متوجه این مساله میشویم. کچوییان با اشاره بر اهمیت فرآیند تبلیغات در روند انتخابات گفت: کل انتخابات و فرآیند تبلیغات برای تاثیرگذاری بر افرادی است که تکلیفشان مشخص نیست؛ بسیاری از افراد تا روز آخر هم تکلیفشان مشخص نیست، افرادی که فعال فعال هستند، تکلیفشان مشخص است اما افرادی که فعالند هم شاید تکلیفشان مشخص نباشد و به طور معمول همیشه در صدی از ابهام وجود دارد؛ البته برای افراد فعال سیاسی زودتر از مردم عادی مشخص میشود. برای مردم عادی خیلی دیر مشخص میشود زیرا مردم عادی همیشه در سیاست نیستند و در فضاهایی تحت تاثیر قرار میگیرند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران خاطر نشان کرد: دقیقا بخش اعظم مردم در لحظات آخر و فضای حادثه، فعل و عملشان تعریف میشود؛ البته بسته بر اینکه تا چه اندازه رفتار سیاسی در کشوری جا افتاده باشد، درصد ابهام تغییر پیدا میکند؛ البته همیشه این ابهام وجود دارد و در آمریکا افراد از کودکی تکلیف خودشان را مشخص کردهاند که به چه حزبی رای میدهند. وی اضافه کرد: جامعهپذیری سیاسی در آمریکا ابعاد مختلفی دارد، در همه جا وجود دارد اما در کشور ما به این دلیل که ابعاد سیاست روشن نیست، نمیتواند بهطور کلی انجام شود اما در آنجا، نهادها و احزاب تکلیفشان مشخص است البته در همان جوامع نیز خیلیها روز آخر تکلیف خودشان را روشن میکنند و این امر طبیعی است.
استاد و پژوهشگر حوزه جامعهشناسی دین بیان کرد: برخی تمایزهای درجهای را افراد به تمایزهای ماهوی تبدیل میکنند؛ البته ممکن است که درجه ابهام ما زیاد باشد اما درجهبندی است. آنها (آمریکاییها) خیلی متفاوت از ما هستند زیرا تجربه چند صد ساله دارند و بسیاری از مسایل برای آنها مشخص است. اما از بعد دیگر مساله که احتمالا پاسخ اصلی است، این است که اصولا در همه دنیا بعضی مواقع انتخاباتها سرنوشت سازند. وی برای تشریح گفتههایش با مثالی بیان کرد: مانند روز قبلی انتخابات فرانسه، لوپن، از آن جایی که ناسیونالیسم بود در زمان انتخابات فضای هیجانی خاصی ایجاد کرد زیرا عدهای از حضور او ترسیدند. جریانهای مقابل او فضای عمومی ایجاد کردند و میزان مشارکت بالا رفت و میزان فضای هیجانی زیاد شد زیرا دعوایی در گرفت.
استاد دانشگاه تهران افزود: بعضی اوقات موضوعات مهمی، موضوع نزاع سیاسی است و زمانی موضوعات عادی است و بهطور عادی فرد جای دیگری را میگیرد مانند دور دوم انتخاب هاشمی یا خاتمی؛ البته دور دوم کنونی ریاست جمهوری مهم شدهاست زیرا دعوای جدی بهوجود آمدهاست. گاهی در زمان شکلگیری درگیریهای جدی، فضایی ملتهب در جامعه شکل میگیرد و سرنوشت همه به مساله آمیخته میشود مانند جنگ که با حضور نماینده یا کاندیدایی رخ خواهد داد یا نخواهد داد یا تغییر فضای زندگیها رخ میدهد. در این موارد جامعه حساسیت بالایی پیدا میکند و هیجانیتر عمل میکند و همه درگیر میشوند.
استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران اظهار کرد: در جریان عادی و طبیعی انتخابات هم مشارکت پایینتر میآید و فضا غیرهیجانیتر است. اگر دعوا، دعوای جنگ مسلح باشد، افراد حساسترند و همه توان خود را هزینه میکنند چون احساس میکنند کشورشان در حال نابودی است و به سوی فنا میرود. در این شرایط افراد عادی که با سیاست کاری نداشته و خیلی اوقات حتی رای هم نمیدادهاند به دلیل فضای هیجانی، درگیر میشوند و عوامل مختلفی این فضا را ایجاد میکند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه تاکید کرد: وقتی جامعه در هر زمینهای خصوصا در زمینههای اقتصادی، حساس باشد و احساس کند که کاندیدای جدید روی زمینههای اقتصادی زندگیشان خیلی اثرگذار است، فضا هیجانیتر میشود. مسالهای که همه از آن سرد نمیآوردند، اثرگذار است گاهی همه مردم از برخی مقولات با وجود اهمیتشان سر در نمیآوردند اما آنچه در زندگی مردم و معاش آنها اثرگذار است، بیشتر آنها را درگیر میکند و هر چه مساله مبتلابه باشد و زندگیهای زیادتری را تحت تاثیر قرار دهد، احتمال اینکه افراد زیادتری بیایند و فضا هیجانیتر شود و تصمیمها هیجانیتر گرفته شود، زیادتر است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: هیچ جای دنیای همه تصمیم نمیگیرند و سازو کارهای تاثیرگذاری بر تصمیمات فرق میکند؛ در جایی تلویزیون و تبلیغات اثر میگذارد و در جای دیگر افراد اثر میگذارند. در ساختارهای غربی که حجیت افراد و اشخاص و حجیت نهادها از بین رفتهاست، تبلیغات عمل میکند و حجم عظیمی از منابع، صرف تبلیغات میشود. اصولا انتخابات آمریکا به همین دلیل اثر مدار پول است زیرا باید میلیاردها پول خرج شود.
وی در ادامه با بیان اینکه در آمریکا تبعیت هم وجود دارد و نسبتهایی که در طبقهبندی افراد جامعه وجود دارد، همیشه ثابت هستند اظهار کرد: تعداد افرادی که با استقلال تصمیم میگیرند و تعیین کننده هستند، زیاد نیستند. زمانی ما شعار میدادیم ایران پر از بهشتی است، ولی اگر واقعا جامعه پر از بهشتی میشد، مصیبت رخ میداد. کچویان در تشریح این شعار انقلابی گفت: یعنی اگر همه برای خود حزبی بودند، جامعه از بین میرفت، جامعه به تبعیت و متبوعیت جامعهاست. در جامعه سلسله مراتبی وجود دارد که برخی حرف میزنند و دیگران میشوند و جهت میدهند، این ماهیت جامعهاست و هیچ جای جامعه از این سلسله مراتب خالی نیست. سازوکارها و نحوهٔ این تعامل نیروهای نخبه و غیرنخبه تفاوت دارد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اهمیت نقش روحانیون و مرجعیت در انتخابات ایران ادامه داد: کاندیدایی که به پول متوسل میشود، اگر روحانیتش اثر داشت، به پول متوسل نمیشد. پژوهشگر حوزه جامعه شناسی دین با تاکید بر اهمیت وجود دستههای مختلف در ایران مانند هر جامعه دیگر خاطر نشان کرد: با وجود دستههای مختلف میتوان شکل غالبی را پیدا کرد. شکل غالب در غرب وجود رسانههاست که بسیار مهماند و نحوه عرضه آنها اثرگذار است. در ایران بخشی از جامعه در حدود ۱۰-۱۵ درصدی به سازوکار رسانهای یا حزبی جواب میدهند. عمدتا هنوز ساختار دینی و نهادهای دینی و علما به نظر میرسد که قویترند اما تابع شرایط هستند و به این شکل نیست که به صورت مطلق این گروهها بتوانند اثر بگذارند و تعیین کننده نهایی باشند.
کچویان در ادامه بیان کرد: در بعضی از مقاطع با وجود نقش علما مردم رای ندادند مثل زمان حضور خاتمی که بخش اعظم علما از خاتمی دفاع نکردند اما مردم به ایشان رای دادند. لزوما همیشه دین و این سازوکارها تاثیر ندارند اما به طور طبیعی ساختارهای سنتی و نگاه به افراد معتبر و متنفذ دینی در جامعه ما سهم و وزن زیادی دارند.
رییس گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران با اشاره به حساسیت دور دوم انتخابات ریاست جمهوری احمدینژاد اظهار کرد: وضعیت این بار معلول پیچدگیهایی است که با احمدینژاد در سیاست کشور ایجاد شد؛ پیچیدگی اول از این مساله ناشی شد که جریان نخبگی ثابت و مستمر که از اول انقلاب به اشکال مختلف در قدرت و مسوولیت بود، عوض شد. ساختار نخبگی در حاکمیت در ایران، ساختار واحدی بود، جریان جدیدی آمد که سابقهای در ساختار حکومتی نداشت و آن ساختار را کنار نهاد اما پیچیدگی دوم یعنی صفبندی اصولگرایان و مقابلشان خیلی مهم نبود اما اهمیت در این بود که بخشی از افرادی که کل ساختار گذشته را شکل میداد، مطرح شد.
وی افزود: نکته دیگر هم این بود، حتی بخشی از اصولگرایان که به قدرت رسیدند، بخشی از نخبگی حکومتی بودند که سابقهای در نخبگی حکومتی نداشتند یا در مراتب پایین مطرح بودند. در واقع در انقلاب به معنای نازل این مفهوم رخ داد یعنی انقلاب به معنای اصلاح درون سیستمی رخ داد. انقلابی که کل نخبگان حکومتی را تغییر داد و انقلابی که نخبگان حکومتی درون اصولگرایان، سلسله مراتب را تغییر داد این جریان از شورای شهر و مجلس قبلی آغاز شده بود و جریان جدیدی به نام آبادگران به کار شروع کرد و جریان جدیدی آمدند.
استاد انشگاه تهران با تاکید بر اهمیت جریان جدید اصولگرایی، این جریان را در درون گفتمان اصولگرایی جدید ارزیابی کرد و گفت: این جریان در خود اصولگرایان هم جریان جدیدی بود یعنی دو اتفاق افتاد یکی پس زدن جریان حاکم و دیگری انقلاب در درون اصولگرایان اتفاق افتاد. با آمادن احمدینژاد به دلایل مختلف دو جریان توافق و همراهی پیدا کردند؛ یکی جریان اصولگرای پس زده شده و جریان غیراصولگرای نخبگی که قبلا با انتخاب احمدینژاد پس زده شدهاست.
وی افزود: جریان اصولگرایی که پس زده شده بود به معنایی خود در ساختار حکومت بود و زمینههای پیوند را این دو گروه با هم پیدا کردند، تحولی که با احمدینژاد آمد و در شورای شهر و مجلس رخ داد، با آمدن احمدینژاد بهطور کامل در اصولگرایی تثبیت نشد و اگر آن روند ادامه مییافت قاعدتا باید به تجدیدبنای کل اصولگرایی منتهی میشد و بر اساس این ساختار جدید و این بنا سازمان میگرفت.
کچویان، ظهور احمدینژاد در جریان اصولگرایی را راهی برای مطرحشدن نیروهای در حاشیه اصولگرایی دانست و گفت: نوع تعامل نیروهای اصولگرای در کنار، با بقیه بدنه اصولگرایان به شکلی بود که نه تنها ساختار جدید تثبیت نشد و دگردیسی درون اصولگرایی تثبیت نشد بلکه به شکلی شد که بخشی از اصولگرایی دوباره حذف شدهاست.
وی با بیان اینکه قبل از احمدینژاد توازن بین نیروهای نخبه عوض نمیشد و توازن سرجای خود بود بیان کرد: بهم خوردن توازن نخبهها و دستهبندیهای جدید، وضعیت عجیبی را بهوجود آورد که برای اولین بار انتخابات مجدد یک رییسجمهور، محل سوال و تردید است و واکنش مردم به این مساله را الان نمیتوان مشخص کرد.
کچوییان افزود: در ایران سخت است که واکنش مردم را پیشبینی کرد چون ما اطلاعات و شناخت خوبی نداریم. جامعه ایران اصولان جامعه ساختار نیافتهای است. جامعه ایران کم کم دارد خود را میسازد و ابعاد مختلف را شکل میدهد و جامعه ایران بهشکل کامل خودآگاهی ندارد. استاد دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به اینکه هیچ جامعهای هیچ وقت خودآگاهی کاملی از خود نخواهد داشت بیان کرد: بالاخره برخی جوامع آگاهی بیشتری از خود دارند و برخی کمتر. اینها دلایل مختلفی است که علیالاصول حرف ما را به فرض تبدیل میکند اما بر اساس شواهدی گفته میشود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: اگر نسبتهای انتخابها را نگاه کنیم حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد اصولاً رای نمیدهد و ممکن است در جایی حساسیتها آنها را به جایی برساند که رای دهند و به طور معمول مشارکت ۷۰ درصدی بودهاست. من این بار میگویم شاید مشارکت به ۸۰ درصد برسد و فکر میکنم که این بار مشارکت برخلاف همه دور دومها بالا میرود که البته تابع چند عامل است و منازعههای داخلی و خارجی اثر میگذارند.
رییس گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به اخلاق انتخابشونده و انتخاب کننده خاطر نشان کرد: من به چیزهایی معتقدم که به آنها اخلاق میگویم و ربطی به انتخابات و غیر آن ندارد اخلاقیات دروغ نگفتن، راست گفتن، امانت داری و… است البته انسان میتواند همه جا حقیقت را نگوید یا بخشی از آن را بگوید اما دروغ نمیتواند بگوید. در ایران مسایلی وجود دارد که نمیتوانند اخلاق انتخابات باشند. اخلاق انتخابات این است که هر کس خود را عرضه میکند باید آماده باشد که زندگیاش در انتخابات بالا و پایین شود.
وی در تشریح اخلاق انتخاباتی اظهار کرد: معنا ندارد که کسی بخواهد سرنوشت کشوری را بدست بگیرد و بگوید راجع به این یا آن حرف نزن. من این را اخلاق نمیدانم. نباید در انتخابات خلاف گفت یا دسیسه چینی کرد یا نباید توطئه کرد یا فردی را که بد نیست بد جلوه داد اما مردم باید بدانند فردی سوابقی بد دارد و اسناد آن باید بیان شود. اینها خیلی مهم است.
کچوییان نحوه رفتار انتخاباتی را در غرب تصویر کرد و گفت: آن چه که در غرب هست خراب کردن یکدیگر است. در آمریکا اینگونه نبودهاست و از دهه ۷۰ به بعد در حال زیادشدن است و الان خیلی زیادتر شدهاست. اینها نشانه انحطاط جامعهاست. آنجا منحط شدهاند؛ منظورم این نیست که آنچه وجود دارد را نباید گفت اما کسی که وارد عرصه عمومی میشود، زندگی خصوصی و غیرخصوصی ندارد. از نظر من زندگی شخصی فردی که وارد عرصه سیاسی شد باید مشخص باشد و اگر بد هم هست باید گفته شود. رعایت اخلاق به این معنایی است که گفتم وگرنه ما در اخلاقیات دینی مباحثی را برای تجسس داریم.
وی افزود: اینکه ما بخواهیم امور کشورمان را به دست کسی بسپاریم و بگوییم نباید درکار او تجسس کرد، معنا ندارد. کچوییان با استناد به سخنی از حضرت سجاد (ع)، مبنی بر اینکه «در زمان معاویه آن گونه نبود که خوب گفته نمیشد بلکه بد گفته نمیشد» تشریح کرد: نمیگذاشتند مردم معیار بدی را بشناسند وقتی به فرد معیار بدی را نگویی و افراد را ارزیابی نکنی، کار درستی انجام ندادهای. یکی از خصوصیات دینی این است که نباید با تبلیغات کار انتخابات را پیش برد. اینها بد است و از بدیهایی است که قبلا هم بوده و جنبه ساختاری غرب را داشتهاست و ما باید از آن اجتناب کنیم و متاسفانه دارد ظاهر میشود یا با پول رای خرید یا مناسبات غلطی داشت که الحمدلله تا کنون کم بودهاست ولی مثل چیزهایی که در حال زیاد شدن است در حال افزایش است.
وی در پایان راهحلهای رفتار انتخاباتی صحیح را در ایران برشمرد و خاطر نشان کرد: خوشبختانه راه حل آن شورای نگهبان است و راه حل دیگر هم این است که مردم فرهنگشان درست شود. من تصور نمیکنم مردم غذای یکی را میخورند و به دیگری رای میدهند. کار تحقیقی در این باره صورت نگرفتهاست بنابراین آن جنبه از اخلاقیات را درست نمیدانیم و اخلاقیات در عرصه سیاسی اخلاق به معنای جوهری نیست.