سید مرتضی آوینی: منبع بصیرت

متنی که در ادامه می‌آید، گزارش سخنرانی حسین کچویان در همایش «آوینی: متفکر گذار» است که به قلم ولی‌الله عباسی نگاشته شده است.

اولین سخنران همایش آوینی متفکر دوران گذار، حسین کچویان بود. وی سخنرانی خود با موضوع شانیت تاریخی اجتماعی شهید آوینی را با طرح بحثی درباره نامگذاری این همایش آغاز نمود. او گفت: عنوانی که برای این همایش انتخاب شده، ابهام و سئوال درباره آوینی ایجاد می‌کند، چرا که متفکر دوران گذار بودن در بقیه اندیشمندان و افرادی که در نهادهای اجتماعی تأثیر داشتند نیز مطرح است.

او این پرسش را مطرح کرد که «جنس شهید آوینی از چه جنسی بود مثلاً از جنس فیلسوفان بود یا هنرمندان یا فعالین سیاسی و عالمان و یا غیر از این‌ها». کچویان گفت: شهید آوینی برای برخی، شخصیتی بزرگ و تأثیرگذار است و او را دست‌نیافتنی می‌دانند و در مقابل، گروهی از اشخاص هستند که چنین عقیده‌ای ندارند و تأثیرات و ویژگی‌های منحصر به فرد او را بر عرصه هنری انکار می‌کنند.

کچویان افزود: با توجه به آثار این اندیشمند، در واقع آوینی دارای دو شأنیت متفاوت است که یکی کار سینمایی او مثل روایت فتح است و دیگری دستنوشته‌هایی است که می‌توان از طریق این دو اثر، آوینی را معرفی کرد. این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه جنگ تحمیلی یکی از عجیب‌ترین رخدادهای دنیا به حساب می‌آید و هیچ‌کس نتوانسته آن را به زیبایی نشان دهد، افزود: اما روایت فتح شهید آوینی بالاترین افق در نشان دادن جنگ و دفاع مقدس است. کچویان تصریح کرد: آوینی در معنای معمول آن یک متفکر نیست، بلکه به اعتقاد من یک هنرمند با ذوق هنری بالاست که گزین گویه‌های درخور تأملی را نوشته‌است.

او ادامه داد: آوینی را به جای آنکه یک متفکر بدانیم باید شخصی با یک بصیرت بالا دانست که اتفاقات بزرگی را حس کرده و آن را به شکل گزین گویه‌ها درآورده‌است. دکتر کجوئیان در ادامه گفت: یک موضوعی که همیشه برای من مطرح بود این است که انقلاب اسلامی بنا به ماهیت و ویژگی‌هایش در هیچ عرصه‌ای آدم‌ها ی مناسب و مقتضی خودش را ایجاد نکرده… این یک مقدار به فضای تاریخی برمی گردد و یک مقدار هم به ظهور و بروز خیلی غیر عادی انقلاب.

انقلاب یک ذخیره تاریخی ۱۴۰۰ سال را که پنهان بود، یکدفعه ظاهر کرده، در نتیجه در هیچ زمینه‌ای آدم‌ها و نیروهای مناسب خود را به خوبی عرضه نکرده‌است» وی اظهار داشت: شهید آوینی از آن دست آدم‌هایی است که اگر قرار بود انقلاب ایران فرهنگ متناسب خودش را بسازد، وی به عنوان نقطه آغاز و طلیعه‌دار آن بود.

کچویان دربیان این دغدغه که مستلزم هر انقلاب برشمرده می‌شود گفت: این نکته‌ای که گفتم در همه جا هست. در هر عرصه‌ای نگاه کنید آن را می‌بینید. آدم احساس می‌کند که این انقلاب مابه ازاهای ملموس و مشخصش را ایجاد نکرده‌است. در حوزه سینما، حوزه موسیقی و حوزه کتاب ما بعضی از متفکرین رابه عنوان متفکرین عرضه کننده و معرف این انقلاب معرفی می‌کنیم: اما همه می‌دانیم که علیرغم اینکه آنها مردان بزرگی هستند مثل دکتر شریعتی و مرحوم مطهری، اما خصوصاً کسانی که انقلاب را درک و حس کردند و پیوندشان را همچنان حفظ می‌کنند به هیچ وجه این احساس را ندارند که این متفکران معرف و بیانگر این انقلاب باشند.

یعنی عمق خواسته‌هایی که در این انقلاب منعکس شد و به لحاظ عملی دگرگونیهایی که در دنیا و داخل کشور به تبع این انقلاب اتفاق افتاد، به نحوی است که هیچ موقع این احساس را نداریم که انقلاب ما آنچه باید می‌کرده، ملموس در صحنه عرضه کرده‌است. همیشه یک تشنگی داریم که یکی بیاید و آن چیز را به ما عرضه کند.

ایشان جنگ و دفاع مقدس ایران را در تاریخ بی نظیر معرفی کرد و گفت حتی در صدر اسلام نیز نمونه‌ای این چنینی یافت نمی‌شود. چرا که خداوند در قرآن درهنگام جنگی می‌گوید «وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ» و درباره گروهی که به دروغ بی‌پناهی خانواده خود را بهانه‌ای برای فرار از جنگ می‌ساختند، فرموده است: «يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ».

وی روایت فتح را تنها افق بلندی از روایت‌گری حماسه دفاع مقدس ایران دانست که توانسته‌است آنچه از احساس و شور و فداکاری را که در جنگ می‌گذشت بیان کند. درعرصه سیاست نیز کچویان معتقد بود: در صحنه سیاست، سیاستمدار طراز اول انقلاب اسلامی را تجربه نکرده‌ایم، البته به عنوان یک گروه نه به عنوان یک فرد. شاید بعضی افراد را بشود پیدا کرد.

آقای کچویان بحث درباره شهید آوینی را اینگونه پیگیری کرد که: «آدمی که تجربه‌ای از اتفاقات در حال رخ دادن داشته، یعنی آن را حس کرده و به شکل مبهمی هم منتشر کرده‌است. یعنی شاید خیلی‌ها را نتوانسته در قالب مفاهیم و بیان در آورد و به طور طبیعی نمی‌توانسته آن را سیستماتیک بیان کند و به قول آن شعر معروف

من گنگ، خواب دیده و عالم تمام کر

من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

که در مورد اهل عرفان گفته‌اند، آدمهایی که در این مقاطع تاریخی هستند، اینگونه‌اند. اینها مردان عمل اند و مردان عملی که یک نوع بصیرت‌هایی دارند. آدمهایی که بیشتر درگیر فعل و انفعال‌های عملی هستند چون هنوز دارند این تحول را شکل می‌دهند. شما می‌دانید که شکل‌های اول هر نوع حرف بدیعی همیشه گزیده گویی هاست.»

شما در تاریخ متفکرین نگاه کنید. آیزایا برلین متفکرین را دو قسمت می‌کند: یک روشنفکرانی که می‌گوید روباه صفت‌اند و یک عده دیگر که خارپشت صفت می‌داند. روشنفکرانی که کار سیستماتیک می‌کنند و یک فکر منسجمی را به شما عرضه می‌کنند و آنهایی که فکرهای بدیعی دارند. به لحاظ تحول تاریخی معمولاً و به طور قطع همیشه این گزیده‌گوها اولند.

البته ما تمدنها را به آدمهای سیستم ساز می‌شناسیم ولی در واقع این مارکس نیست که آغازگر فکر مارکسیستی است… تمام فیلسوفان قرن هجدهم میلادی این گونه‌اند. فیلسوفانی هستند که فیلسوف نیستند، بلکه فقط بصیرتهایی پیدا کرده‌اند. ولتر فیلسوف نیست، روسو همینطور. اگر کتابهایشان را بخوانید، هیچ عمق تئوریک به معنایی که نزد هگل و مارکس و هر متفکر دیگر هست نمی‌بینید، بلکه فقط یک بصیرتهایی بود. که البته همین‌ها مبنای شکل دادن یک مبنای تئوریک بزرگ است.

من شأنیت تاریخی بعد از آوینی را از این قسم می‌دانم. پیامبران نیز از این قسم انسانها می‌باشند.خود پیامبران نیز آدمهایی سیستم ساز نیستند، بلکه فقط بصیرتهایی را که به دست آورده‌اند، منتقل می‌کنند و این بصیرتها مبنای سیستم سازیهای بعدی می‌شود.

دکتر کچویان با تقسیم بندی تیپ‌های موثر در تحولات تاریخی به دو تیپ کلی هنرمندان و اهل نظر گفت: کسانی که برای اولین بار بنای نظری و مرحله جدیدی که تمدن وارد آن می‌شود را درک می‌کنند هنرمندان هستند…هر تحولی در تمدن، اول در ساحت هنر حس می‌شود. مثلاً ریشه‌های پست مدرنیسم در معماری و نقاشی است.یعنی اول کسانی کارهایی کرده‌اند بدون اینکه خیلی اشعار و آگاهی مشخصی داشته باشند. یک نوع دلزدگی و یک نوع شوق، اساس این تحول را شکل داده‌است.

با توجه به مستنداتی که آوردم آوینی چنین شخصی است.شهید آوینی به نوعی از فضای روزگار خود دلزده بود و به دلیل قابلیت خوبی که در کلام داشت، توانست دنیایی در قالب مفهومی بسازد. کچوئیان با اشاره به اینکه آوینی مظهر آنچه که در حال آمدن است، بود، خاطرنشان کرد: آثار شهید آوینی را باید خواند تا تجربه او را حس کرد و بتوان بصیرتی را که او درک کرده بود، تکرار کرد. به نظرم می‌رسد آوینی را باید دوباره خواند، برای اینکه دوباره آن تجربه و بصیرتهایی را که حس کرده شما هم تکرار کنید. لزوماً آوینی را اگر به عنوان یک بنای نظری بخوانیم ممکن است دچار مشکل شویم، درست مثل اینکه شما بخواهید با فکر و اندیشه وارد کار هنری شوید. باید گزیده گویی را حس و تجربه کنیم و این شأنیتی است که من در جهت تاریخی و اجتماعی برای شهید آوینی قائل هستم.

نظر شما