۱۳۸۷-۰۸-۲۳
آنسوی توسعه: دیانت در خدمت توسعه
همایش «آنسوی توسعه» با حضور کچویان، پیروزمند، سبحانی و راهدار، سهشنبه ۶ آبان ۸۷ در دانشگاه تهران برگزار شد. سخنرانی کچویان در گزارش روزنامهٔ ایران و خبرگزاری ایسنا گزارش شده است. در ادامه، گزارش آنرا بهنقل از ایسنا میخوانیم.
دکتر حسین کچویان در همایش «آن سوی توسعه» که از سوی انجمن علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با همکاری بسیج دانشجویی برگزار شد، با موضوع «لفظ مشترک و حقیقت ایدئولوژیک» به سخنرانی پرداخت.
به گزارش خبرنگار گروه تاریخ و اندیشه ایسنا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تقدیر از برگزاری این همایش اظهار کرد: در جهانی که توسعه همیشه تقدیر میشده و مانند یک بت در عمل و رفتار در سطح اجتماعی و فردی پرستیده میشده است، سخن از آن سوی توسعه نیازمند شهامت عملی و واقعیتهای نظری است و خوشبختانه در کشور ما قابلیتهای آن مهیا میشود.
وی با تاکید بر اهمیت شهرت و دشواری جدایی از آن در زندگی مدرن گفت: در جهان انسانی، فکر و اندیشه و عمل سیاسی از آن جایی که مشهور است پذیرفته میشود. جدا شدن از مشهورات کار سختی است و لازمه زندگی معمول است و مشهورات جزئی از زندگیاند. آن سوی توسعه جا در تفکر نظری جهان دارد.
کچویان افزود: ما از سر مغالطات و ابهامات لفظی، تاریخ مصیبتباری را از سر گذرانیدهایم. در بدو ورود تجدد به کشور ما سیاستهای نادرستی گرفته شد، بهطوری که از اشتراک معانی در لفظی مانند آزادی یا حریت استفاده کردند تا طرحهای خود را پیش ببرند. هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ اخلاقی کار درستی نبود. این مفاهیم از سوی منورالفکرها مطرح شد و در برداشتی که آنها ارائه کردند، اشتراکات معانی و مفاهیم در نظر گرفته شد، صرفنظر از تفاوتهای بنیادینی که وجود داشت.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه تاکید کرد: ما هنوز هم درگیر مغالطات هستیم، شاید ابهامات لفظی را برطرف کنیم تا بتوانیم تصمیمگیری درست کنیم. فیلسوفان زبانی و تحلیلی معتقدند کار مهم و اساسی فلسفه حل این مغالطات است و خیلی از مشکلات ما در تفهیم و تفاهم بالاخص در عرصه عمومی و خصوصا عرصه نظری ناشی از این ابهامات نظری است.
کچویان افزود: ابهامی که بر سر توسعه، گریبان ما را گرفته است و لازم است که آن را روشن کنیم، تقصیر آن آگاهانه یا ناآگاهانه به متجددین برمیگردد. تجدد در متن خود و همچنین به ما به شکل صحیحی عرضه نشد. تجدد در قالبهایی مطرح شد که زمینههای ابهام را فراهم کرد.
رییس گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به تصویر نادرست ارائه شده از سوی متجددین از توسعه گفت: در حالی که بحث اصلی این است که تجدد به واقع به شکل یک دین ارائه شده و هنوز هم هست و همه حاشیههای آن از این امر تبعیت میکند. تجدد در بدو امر خود را در ذیل علم و عقلانیت معرفی میکند.
وی افزود: جهان اسلام در قرن ده و یازده میلادی دستاوردهایی را عرضه کرد و غرب بنای تمدن خود را بر آن گذاشت و تحرک خود را در مسیر آن آغاز کرد اما کلیت مساله را نگرفت زیرا نقل و انتقال تمدنی در قالب تعامل دو دین عرضه شد. مسیحیت بالاخص کلیسا در متن یک تفکر دینی قرار دارد.
کچویان در تشریح تفاوت تجدد در جهان اسلام و غرب اظهار کرد: مسیحیت میدانست که آنچه جهان اسلام عرضه کرده در بطن تفکر دینی قرار دارد پس با گرفتن دستاوردها اقدام کرد اما گرفتن مبانی آن یعنی دیانت اسلام یا الحاق به تمدن خود را نگرفت؛ البته تا حدودی در مدت کوتاهی دچار شرقزدگی شد؛ مثل توجه به هنر و معماری و حتی زبان عربی اما چون کلیسا از آن حفاظت کرد، منشاء این شد که تا همین دورههای اخیر تقابل با جهان اسلام را به شکل کاریکاتورهای توهینآمیز ارائه کرد.
وی افزود: در جهان اسلام این نقل و انتقالها در قالب عقلانیت صورت گرفت و تصویر از مدرنیته مثل قانون و سیاست تنها تفاسیر ممکن نیست و ضمنا تفسیر درستی نبوده و این اتفاقات افتاد و در کوتاه مدت پیامدها و تبعات سوء ادامه خواهد داشت.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به وجود دشواری در فهم مفهوم توسعه و جذابیت آن برای گروههایی از جمله علماء تاکید کرد: توسعه فینفسه چیز مطلوبی نیست. توسعه برای کسانی که مطلوب است، نمیدانند مشترک لفظی است و آنها سعی دارند توسعه را با آنچه که تناقض مفهومی دارد ربط و پیوند دهند که شاید در دراز مدت ممکن شود. صرفنظر از تناسب مفهوم با عقیده، نفس به کار بردن این لفظ، تعلق به دنیای دیگری با مفروضات انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی دارد.
وی با اشاره به اهمیت عمق معنای توسعه و تفاوت آن با مفهوم تعالی اظهار کرد: اگر توسعه همان تعالی بود لازم نبود غربیها توسعه را مطرح کنند. عمق این لفظ عمقی است که در فکر متفاوتی خصوصا تفکر دینی نمیتواند مورد قبول باشد. حتی خود مسیحیان یعنی در متن اولیه مفهوم توسعه در این باره دچار مساله بودند. این لفظ مفاد و معنای متفاوتی را منتقل میکند.
کچویان افزود: مفهوم توسعه مفهوم عقیدتی است؛ تلاش و کوشش برای متفاوت و بهتر شدن زندگی اشتراک لفظی است و نباید منشاء این قرار بگیرد که از این لفظ استفاده کنیم تا خود را در فضای مفهومی این لفظ قرار دهیم.
وی با بیان تفاوت دو مفهوم توسعه در طول تاریخ و اهمیت دقت به آن خاطر نشان کرد: معنای اول، معنای بدوی توسعه در متن تجدد است و معنای دوم، معنای متاخر توسعه در فضایی است که به نام جهان سوم از آن یاد میشود. در این مباحث باید به این تفاوتها دقت کنیم.
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به متن دو سند سخنرانیهای ترومن و مصوبهای در سازمان ملل بیان کرد: اولین بار ترومن در سال ۱۹۴۹ مفهوم توسعه را به کار برد و در حرفهایش به فقر جهانی اشاره میکرد و او برای اولینبار ابزار رهایی از فقر را دانش دانسته است و مقولهی توسعه به همین ترتیب شکل گرفته است.
وی تاکید کرد: بعد از مراحل نظریهپردازی در توسعه تلاش شده تا به ما بقبولانند توسعه صرفا اقتصادی نیست در حالیکه در ارزیابی توسعه مفاهیم خرد کمی، اقتصاد مدنظر بوده است. غربیها سیاستهایی را اعمال کردهاند که اوضاع را بهبود ببخشد و در همین رابطه بیسابقه رشد کردند.
وی افزود: در مرحلهی اول پس از آن فرهنگ و بحث توسعه فرهنگی را به آن اضافه کردند و در مراحل دیگر به توسعه سیاسی، اجتماعی و غیره اشاره کردند تا معنای این مقوله را به توسعه همه جانبه برسانند. اما به راحتی با رجوع به منابع نظری خواهید دید آنچه که مطلوب بوده اقتصاد است.
کچویان برای روشنتر کردن این ابهام نظری در مفهوم توسعه بیان کرد: نکته اساسی این است که چون هستهی اصلی توسعه تنعم دنیایی است همه چیز در دنبالهی آن مطرح میشود و اگر قرار است توسعه حاصل شود باید به مسایل دیگری هم از جمله عدالت و فرهنگ توجه کرد اما این ساختار بحث، مستقل نیست و بازسازی مفاهیم، استقلالی نیست.
کچویان در ادامه متذکر شد: در مرحلهی اول، توسعه به دین توجه نداشت؛ در ایران دههی توسعه، سالهای ۷۰ دهه هاشمی بود. حاصل این نگاه که مرکزیت تنعم دنیایی و اقتصاد است این بود که وقتی مساله مطرح شد، دین مهم شد و اگر در این شرایط آن را تغییر ندهید توسعه نمیآید. به نحوی که دیانت در خدمت توسعه قرار میگیرد و این بحث مطرح شد که دیانت مانع توسعه است و به شکل استقلالی آن را ندیدهاند.
وی تشریح کرد: نتیجه این بود که چون نگاه آنها اقتصاد محور است همه در خدمت تحقق و توسعه قرار گرفت و اساسا کانونیت اقتصاد از آن گرفته نخواهد شد و خواستهی اصلی اقتصاد بوده است و هنوز هم نتوانستهاند فضای بحث را عوض کنند.
استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران با اشاره به مصوبهای در سال ۱۹۵۱ در سازمان ملل اظهار کرد: در این متن آمده است توسعه اقتصادی سریع بدون تطابق دردمند ممکن نیست. شاید آنچه که توسعه قرار بود انجام بدهد و آنچه که رخ داد یا آنچه که ما فکر میکردیم متفاوت باشد به هر حال باید رخ بدهد اما ما هنوز به بحثهای برنامهریزی و توسعه چسبیدهایم. مصیبتی که در جهان سوم دیدهایم خشونت، حاشیهنشینیها، نابرابریهای حاد، طلاق و جرم رو به رشد حاصل این تطابقهاست. آنچه رخ داده این است که ریشههای زندگی را از جا کندهاند.
وی با اشاره به قسمت دیگری از این سند گفت: مقصود آنها از رفع فلسفههای کهن از بین بردن ادیان بوده است که در کشور ما برخی از نهادها از جمله نهاد خانواده آسیب دیدهاند و انسان و حرمت انسان وقتی تبدیل به انبار لوازم یدکی برای بدنهای دیگر میشود از بین رفته است؛ ما تنها نوستالژیهای آن را میبینیم.
وی افزود: اساس توسعه بر خود بنیادی انسان است و پیامدهای نگاه توسعه تقلیل روابط انسانی است و تا وقتی ما به دنبال توسعه هستیم، این روابط کاهش مییابد؛ در این سند آمده است که بخش عظیمی از مردم که نمیتوانند خود را با توسعه تطبیق دهند، از بین خواهند رفت و تمام جهان هزینهی آن را میپردازد. به این دلیل که توسعه یک مشترک لفظی بیش، نیست. استفاده از توسعه در متن دین اشتباه بوده است. توسعه در جاهای مختلف کمی موفق شده است اما همین موفقیت هم پیامدهای آن را نیز محقق کرده و در حال تخریب ساختارهای جهان است.
وی در پایان با اشاره به تجربه ژاپن و چین در فرایند توسعه خاطرنشان کرد: ما در بحث ژاپن صداقت نظری نداشتهایم. ژاپن نیز همه ساختارهای را یکباره برهم نریخت اما آرام آرام آن را رها کرد و چیزی که تحت عنوان سنت هم نداشتند، از بین بردند. البته توسعه هنوز آنجا کار خود را به پایان نرسانده است اما زندگی متفاوتی که چینی نبوده است را ساخته است. الگوی ژاپن و چین فردگرایی نبوده است و سنتهای اجتماعی خود را به کار گرفتهاند اما باید بدانیم ماشین توسعه، پلههای قبلی را تخریب میکند. توسعه یک تفاوت عقیدتی است که وقتی وارد آن شدیم، یک شکل زندگی متفاوت را ایجاد میکند.