۱۳۹۰-۱۰-۲۷
مطلب زیر سرمقالهی دورهی جدید کتاب ماه علوم اجتماعی، نوشتهٔ حسین کچویان است، که با مدیریت و محتوایی جدید از ابتدای آبان ماه ۱۳۹۰ عرضه میشود.
تبدیل علوم انسانی-اجتماعی سکولار یا مدرن به مسئله اجتماعی یا مسئله دارشدن این علوم به لحاظ اجتماعی در ایران طبیعیترین و منطقیترین اتفاقی بودهاست که با وقوع انقلاب کبیر اسلامی ایران میشد انتظار آن را داشت.
تاریخ انسانی از آغاز تاکنون نشان میدهد تمام تغییرات، اصطلاحاً، تحولات تاریخی یا ساختاری در حیات اجتماعی که به ظهور تمدنهای بزرگ یا جابجاییهای تمدنی در تاریخ بشری منجر شدهاند، همزمان به تغییرات انقلابی در ساختارهای علمی- معرفتی و پیدایی نظامات جدید شناختی و علوم تازه منتهی شدهاند. ما پیدایی فلسفه، دستگاههای فلسفی و در کل شناخت عقلانی از عالم و جهان را مرهون دورهای به نام دوره محوری به تعبیر یاسپرس و توینبی هستیم که طی آن دولت-شهرهای یونانی و امپراطوریهای بزرگ در جهان از جمله ایران، چین و روم برای اولین بار در تاریخ بشر پایه گذاری گردیدند.
پس از آن در آخرین مراحل دوره محوری مطابق دورهبندی توینبی یا آغاز دورهای جدید در تاریخ بشری براساس طبقه بندیهای دیگر تاریخی، با شکلگیری تمدن اسلامی در نتیجه بعثت پیامبر گرامی اسلام و گسترش این آخرین دین الهی در جهان، بزرگترین تحول علمی-معرفتی در تاریخ بشری اتفاق میافتد که مبدأ و پایهای برای تاریخ جدید بشری و اوجی بی نظیر در سیر تاریخی انسان میگردد.
ادامه مطلب »
برچسب: انقلاب اسلامی، انقلاب فرهنگی، علوم انسانی اسلامی، فلسفه تاریخ، کتاب ماه علوم اجتماع
تحت دسته مقالات | نظر (۰)
۱۳۹۰-۱۰-۱۸
گفتگوی زیر را رجانیوز با حسین کچویان دربارهٔ الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت و کارنامهٔ دولتهای پس از انقلاب دربارهٔ آن انجام داده است.
حجتالاسلام علی کشوری، محمد مهدی تهرانی: در دومین نشست از سلسله نشستهای تبیین نقشه الگوی پیشرفت اسلامی با دکتر حسین کچویان کارنامه دولتهای بعد از انقلاب را به بحث گذاشتیم تا نسبت میان الگوی اداره کشور در آن سالها را از یک سو با مدلهای غربی و از سوی دیگر با مدل اسلامی دریابیم. بازخوانی کارنامه دولت های بعد از انقلاب و نسبت آن با تولید الگوی پیشرفت اسلامی از موضوعات انتقال مطرح در جدول شماره یک گفتمان عدالت و پیشرفت است.
کچویان معتقد است برای قضاوت در خصوص کارنامه مسئولین گذشته باید نخست بین "سیاستهای اقتضائی کشور" و "سیاستهای آرمانی اسلام" تفکیک کرد و نه تنها در "ساحت عمل" که در "ساحت نظر" هم مثل مسئله احکام ثانویه باید بپذیریم اقتضائات روز ممکن است سیاستهای خاصی را ایجاب کند. او معتقد است عدم تفکیک این دو ساحت از هم و عدم حل تئوریک این مسئله یعنی امکان تعطیل یا تأخیر در اجرای احکام آسیبهای متعددی را تا کنون در ایران اسلامی به دنبال داشته است.
دکتر کچویان میگوید در دوره سازندگی، مملکت به عرصه آزمون و خطا تبدیل شد و سیاستمداران حتی عقل سلیم خودشان را هم زیر پا گذاشتند! او میگوید یک فساد عجیب و غریبی ایجاد شد و مسئولین چوب حراج به منابع مملکت زدند. کچویان معتقد است آنان منابعی را که صد سال طول کشیده بود تا جمع شوند، مفتِ مفت و به اسم خصوصیسازی به این و آن دادند. او میگوید کانون خانواده به واسطه سیاستهای دولت سازندگی دچار لطمههای شدید شد و اکنون باید برای احیای شأنیت خانواده چارهای اندیشید. کچویان نیز مانند بسیاری از صاحبنظران معتقد است بزرگترین خطری که جمهوری اسلامی را تهدید میکند مدرنیته است. مدرنیتهای که در ادبیات ترجمهای مسئولین و تفکر ترجمهای آنها جاری است. او میگوید مدرنیته به سمت نابودی خود پیش میرود.
حسین کچویان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیر گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران است. او مدرک دکترای جامعه شناسی خود را از دانشگاه منچستر انگلیس اخذ کرده و تألیفات متعددی را نیز در کارنامه دارد. مشروح گفتگوی رجانیوز با او را در ادامه میخوانید:
در دوره سازندگی و اصلاحات سیاستهایی در کشور اجرا شد که متأثر از نوعی تفکر در سطح مسئولین کشور بود. به نظر میرسد مهمتر از این که آن سیاست ها را چه کسانی مطرح کرده اند- و البته آنچه گذشته، آسیبهائی جدی به جای گذاشته- نقد تفکری است که به سیاست تعدیل و امثالهم انجامیده و تورم ۵۰ درصدی و… را بر جای گذاشت. این خطر وجود دارد که بار دیگر مسئولینی با همان نوع تفکر و با لباس و ژستی دیگر، کشور را به سمت و سویی که آن سالها رفت، پیش ببرند. از نگاه شما واقعیتِ سیاستهایی که در ایران بعد از انقلاب خصوصا در دولتهای سازندگی و اصلاحات اجرا شد، از کجا نشأت میگرفت و به چه آسیبهایی انجامید؟
به نظر من بخش اعظم مشکلاتی که در کشور ما اتفاق افتاده به این دلیل است که ما دو مسئله را از هم تفکیک نکردهایم. یکی اینکه ماهیت اقتصاد اسلامی چیست؟ نظام اقتصادی اسلام چه اقتضائی دارد؟ و دیگر اینکه اقتضائات و شرایط تاریخی چیست؟ و در نتیجه آنچه را که گاهی به اقتضای شرایط تاریخی پیاده کردهایم، به عنوان نظام اسلامی در نظر گرفتهایم و گاهی مواقع بر عکس، اقتضائات ماهوی نظام اسلامی را بدون توجه به شرایط تاریخی پیاده کردهایم.
ادامه مطلب »
برچسب: الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، توسعه، تولید علم، سازندگی
تحت دسته مصاحبهها | نظر (۰)
۱۳۹۰-۰۹-۲۹
متن زیر خلاصهای از سخنرانی حسین کچویان در همایش اسلام و سکولاریسم است ک در روز سهشنبه ۲۹ آذرماه ۱۳۹۰ در تالار شیخ انصاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران در دو نوبت صبح و عصر برگزار شد. متن زیر به نقل از این منبع است. برخی منابع دیگر از جمله این منبع، این منبع و این منبع هم این سخنرانی را نقل کردهاند.
عضو هئیت علمی دانشگاه تهران گفت: نظریه دنیایی شدن در درون علمی خاص و مشخصاً جامعهشناسی نیست، بلکه قائل به کل علوم اجتماعی مدرن است.
«حسین کچویان» عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در همایش اسلام و سکولاریسم که در دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار داشت: تمام نظریههای علوم اجتماعی نسبت وثیقی با جهان شکلدهنده آن دارند. نظریه دنیایی شدن یک نظریه خاص برای جامعهشناسی است.
وی افزود: نظریه دنیایی شدن نظریه منفردی است به این معنا که هر نظریه قادر نیست بنیان و جوهره آن واقعیت را بیان کند.
ادامه مطلب »
برچسب: سکولاریزم، علوم اجتماعی، غرب، فلسفه تاریخ
تحت دسته سخنرانیها | نظر (۰)
۱۳۹۰-۰۷-۱۸
به گزارش خبرنگار علمی «خبرگزاری دانشجو»، دکتر حسین کچوئیان ۱۴ مهرماه در سلسله کلاسهای «دانشگاه موازی» در کانون اندیشه جوان با بیان اینکه فلسفه تاریخ، بحثی مجزا از فلسفه علم تاریخ است، گفت: فلسفه تاریخ مثل علوم فیزیک، شیمی، جامعه شناسی حوزه ای معطوف به شناسایی امر واقع است و به عنوان یک علم هستی شناسه، شناختی عینی از هستی فراهم می کند.
وی ادامه داد: بدین معنا که در موضوع فلسفه تاریخ، تاریخ به عنوان یک هستی واقعی از هستیهای عالم است؛ در حالیکه فلسفه علم تاریخ یک قلمرو علم شناسانه میباشد یعنی به حسب تعریف یا تقسیم بندی هایی انواع علم شناسی مثل جامعه شناسی علم یا روانشناسی علم موجود است و به همین ترتیب یک نوع علم شناسی نیز «علمشناسیهای فلسفی» است که عنوان کلی آن فلسفه علم میباشد که یکی از زیر شاخه های آن نیز فلسفه علم تاریخ می باشد.
کچوئیان با بیان اینکه بحث اصلی این جلسه در باب فلسفه تاریخ است، گفت: فلسفه تاریخ حوزهای از شناخت است که به امری به اسم تاریخ به عنوان یکی از حوزه ها و قلمروهای جهان اجتماعی میپردازد.
ادامه مطلب »
برچسب: فلسفه تاریخ، فلسفه علم
تحت دسته سخنرانیها | نظر (۰)
۱۳۹۰-۰۷-۶
متن زیر دوشنبه ۴ مهر ۱۳۹۰ در روزنامهٔ کیهان شمارهٔ ۲۰۰۳۲ منتشر شده است.
رخدادهای واقع شده در منطقه از پایان بهار گذشته، پس از شکل گیری موج دوم تحرکات مردمی در مصر تحت عنوان «انقاذ الثوره» یا نجات انقلاب که با تحرکات مشابهی در تونس و یمن دنبال گردیده و نهایتا به حملات ماه اخیر در منطقه به لانههای جاسوسی رژیم صهیونیستی و آمریکا منتهی شد، از روند و سیر درست حرکت نهضتهای منطقه حکایت میکند. با اینحال نه ماه پس از آغاز این قیامها هنوز سوالات عدیده ای در مورد هویت آنها به ویژه مواضع جریانات اسلامی و نحوه عملکرد آنها در رهبری این تحرکات مردمی مطرح میشود. با اینکه از بهار گذشته در جریان تجمعات جمعهای، در شعارها، اعلام مواضع، اعلامیهها و پارچه نوشتهها و تختههای تبلیغاتی نمادهای اسلامی افزایش یافته است، اما همچنان ما شاهد موضع یکپارچه و صریح جریانات اسلامی در این زمینه و تاکید بر ماهیت اسلامی قیامها نیستیم. در واقع در تظاهرات جمعه پس از «جمعه انقاذ الثوره» که به دعوت جریانات اسلامی و خاصه اخوان المسلمین در مصر انجام گرفت، رهبری اخوان تلاش کرد که خود را از شعارهای مطروحه در این تجمع در مورد ضرورت تشکیل حکومت اسلامی دور نگه داشته و حتی در مواردی آن را نفی کند. سخنرانیهای اجلاس «بیداری اسلامی» در تهران نیز آشکارا از وجود مشکلات مشابهی در میان نمایندگان حاضر از این کشورها حکایت میکرد.
در این تردیدی نیست که از آغاز در کنار مبارزه مردم در میدانهای کشورهای منطقه و نمازهای جمعه مبارزه ای به همان شدت، اگر نگوییم در واقع شدیدتر و جدیتر، و تعیین کننده تر در جریان بوده است که میتوان به آن نام «مبارزه هویتی» داد. در یک طرف این نزاع کشورهای غربی و دست نشانده های آنها در منطقه قرار دارند که با تمام توان خویش به ویژه امکانات رسانه ای و سیاسی در پی ساخت هویت دموکراتیک برای این نهضتها بوده و میکوشند ارزشها و ایده های غربی خاصه حقوق بشر و آزادیهای سکولار یا مدرن را در کانون خواستها و مطالبات مردم منطقه قرار دهند. در کنار تلاشی که جبهه استکباری در چارچوب این «سیاست هویتی» برای دور کردن انقلابیون منطقه از جمهوری اسلامی ایران و قطع پیوند این قیامها با انقلاب کبیر اسلامی ایران میکند، جبهه مقاومت اسلامی به رهبری نظام اسلامی ایران قرار دارد که بر هویت اسلامی قیامهای مسلمانان منطقه پافشاری کرده و آنها را مولود طبیعی اولین انقلاب اسلامی مسلمانان قلمداد میکند. در این میان آنچه شایسته اهتمام ویژه است موضع جریانات اسلامی و رهبران آنها در این قیامهاست. سوال مهمی که بایستی به آن پرداخت این است که صرف نظر از دلایل مطروحه، آیا خودداری آنها از تاکید و پافشاری بر ماهیت اسلامی این نهضتها موضع و راهبرد درستی برای پیشبرد موفقیت آمیز این تحرکات میباشد؟
ادامه مطلب »
برچسب: بهار عربی، بیداری اسلامی، دموکراسیسازی، هویت اسلامی
تحت دسته مقالات | نظر (۰)
۱۳۹۰-۰۶-۲۸
مقالهٔ زیر در روزنامهٔ کیهان مورخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۰، شمارهٔ ۲۰۰۲۷ به چاپ رسیده است.
گردهمایی نخبگان مسلمان در تهران در بحبوحه برپایی قیام گسترده مردمی در جهان اسلام اقدامی بسیار اساسی و راهبردی است که میتواند با توجه به خلأ مشهود رهبری و سازماندهی موجود در این نهضتها، نقشی تعیین کننده در روند و چگونگی تداوم آنها ایفاء کند؛ اما حتی اگر – بر فرض محال- این اجلاس دستآوردی بیش از گردهمایی این تعداد کثیر از متفکرین و شخصیتهای مؤثر و ذی نفوذ در میان مسلمین ضمن اجتماعی تحت عنوان «بیداری اسلامی» نداشته باشد، در وضعیت کنونی فی نفسه اقدامی ارزشمند در برابر نبرد سهمگین و همه جانبه ای است که از سوی استکبار و محافل رسانه ای و سیاسی آن برای ایجاد ابهام هویتی و انحراف ماهوی در قیام جاری مسلمانان برپا شده است، خاصه اینکه شرایط ویژه آنها یا مشخصاً نحوه شکل گیری نامنتظر این نهضتها تلاش گسترده ای از سوی قدرتهای استکباری برای ایجاد ابهام هویتی در آنها و انفعال در نیروهای اسلامی برای فعالیت بر مبنای دین و اظهار هویت دینی به ویژه جهت دهی اسلامی به حرکت و نهایتاً به دست گرفتن رهبری انقلاب را در پی داشته و دارد.
اما این دقیقاً همان خطری است که گردهمایی تهران تحت نام بیداری اسلامی درصدد هوشیارسازی نیروهای اسلامی نسبت به آن و دفع پیامدهای فاجعه بار ناشی از آن برای حال و آینده این نهضتها بوده است. نقطه کانونی سخنان رهبری انقلاب اسلامی در ابتدای این اجلاس نیز جز تأکید بر این مسأله نمیباشد. با اینکه واقعیت تحرکات میدانی مردم منطقه و روند رخدادهای قیامهای مسلمانان نشان میدهد که طی نه ماهه گذشته آنها تدریجاً درک خوبی نسبت به تهدیدات موجود بر سر راه خود بدست آوردهاند، اما به نظر میرسد که نسبت به خطرات ابهام هویتی و تلاش غربیها در زمینه جعل هویتهای انحرافی برای این نهضت به اندازه کافی حساسیت بوجود نیامده است. آشکارترین دلایل در مورد این حقیقت از مواضع و تحرکات نیروهای اسلامی در جریان تحولات این نهضتها، به ویژه نفس عدم توجه و تأکید بر هویت اسلامی و حتی نفی آن از سوی بعضی از این نیروها بجای تلاش در این زمینه، و همچنین حتی از بعضی از اظهارنظرها در اجلاس جاری نیز قابل فهم است.
ادامه مطلب »
برچسب: اسلام هراسی، بیداری اسلامی، هویت اسلامی
تحت دسته مقالات | نظر (۰)
۱۳۹۰-۰۱-۲۳
یادداشت زیر در صفحهٔ اندیشهٔ شمارهٔ ۴۷۶۴ روزنامهٔ ایران (۲۳ فروردین ۱۳۹۰) به چاپ رسیده است.
اینکه جریان اسلامی در کشورهای مسلمان به موقعیتی چون حزب الله در کشوری طایفهای کشانده شود، مستلزم فرض عدم حساسیت تودههای مسلمان و همراهی آنها با امریکاییها و باقیماندههای رژیمهای جبار نیز هست. از اینرو گرچه نیروهای اسلامی برای تداوم جنبشها در منطقه بهواسطه طرح پیچیده امریکا با دشواریهایی روبهرویند، اما امریکاییها نیز برای مهار نیروهای اسلامی توسط جریانهای سکولار و بازی دموکراتیک با دشواریهایی روبهرویند که پویاییهای جنبشها و اتخاذ سیاستهای مناسب نیروهای انقلابی بر سر راه آنها بهوجود خواهد آورد. با توجه به کابوسی که حزب الله در لبنان برای غرب بهوجود آوردهاست، لبنانی کردن کشورهای اسلامی توسط نیروهای اسلامی با نظر به عمق اجتماعی ناشی از اکثریت مسلمان، امکانی در سطح انقلاب و با ظرفیت تبدیل انقلاب برای آنها بویژه امریکا به معنای کابوسی مرگ آور است که جنبشهای موجود منطقه آبستن آن هستند.
ادامه مطلب »
برچسب: استعمار، بیداری اسلامی، سلطه
تحت دسته مقالات | نظر (۰)