۱۳۸۸-۱۱-۱۱
علیرضا معادی گفتگویی را برای روزنامهٔ ایران با حسین کچویان انجام داده است که در شمارهٔ ۴۴۲۴، یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ به چاپ رسیده است. متن این مصاحبه را در ادامه، از نظر میگذرانید.
دکتر حسین کچویان مدیر گروه جامعهشناسی دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران و عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی در گفتوگویی ضمن اشاره به وقایع اخیر پس از انتخابات و تحلیل دلایل و زمینههای بهوقوع پیوستن آن، به ارائه پیشنهاداتی در رابطه با چگونگی ایجاد وحدت و لوازم آن در جامعه پرداخت.
کچویان با بیان اینکه اختلاف نظر بین جریانهای مختلف سیاسی کشور از زمان تعیین نماینده در مجاهدین انقلاب اسلامی توسط امام و نزاعهای مربوط بهبند «ج»، اصلاحات ارضی و … وجود داشته و مخصوص امروز نیست، گفت: از سال ۶۰-۶۱ که کشور به یک ثبات سیاسی رسید، این اختلافات تدریجاً حادتر شد. به نحوی که به صدور منشور برادری منجر گشت. بستر کلی بحث از یک فرض یا حقیقت کلی ناشی میشد، با توجه به این نگاه دینی که در هر زمینهای یک حق بیشتر وجود ندارد و نمیشود حقایق متعدد و متکثر وجود داشته باشد، ممکن است که زمینه به تکثر آرا و جریانهای سیاسی مختلف داده نشود. در آن دوران این طرز نگاه منشأ این میشد که طرفین قضیه یکدیگر را به امور مختلفی متهم کنند. یک طرف به دیگری میگفت اسلام ارتجاعی و امریکایی و طرف مقابل هم میگفت شما مارکسیست هستید، مسلمان درست و حسابی نیستید و با اتهاماتی از این قبیل یکدیگر را رد میکردند. حضرت امام در این شرایط، به این موضوع اجازه میدهند که دو جریان سیاسی در درون روحانیت ایجاد شود و در نقطه اوج قضیه منشور برادری را صادر کردند که در آن، ضمن ابراز دلایل خودشان چارچوبی را طرح کردند که اختلافات و تعارضها در عین حال که جنبه درون سیستمی داشته باشد، نزاع کفر وایمان محسوب نشود و دو جریان بتوانند، درون نظام اسلامی با یکدیگر رقابت کنند.
وی با بیان نکتهای که امام در آن نامه متذکر میشوند، ادامه داد: قضیه تفاوت نظر و تفاوت مشرب همیشه در بین مراجع اسلام وجود داشتهاست. بر این اساس ایشان یک چارچوبی را تعیین میکنند و وحدت را در این چارچوب میدانند. در صورتی که این حالت وجود داشته باشد، میتوان گفت وحدت وجود دارد و اختلافات مضر نیست. در واقع اختلافات را به اختلافات سیاسی تقلیل میدهند و همه این جریانهای مختلف را معتقد به اصول کلی میدانند و کلیاتی را برمی شمارند که در صورت اعتقاد به این کلیات است که وحدت محقق میشود و مابقی اختلافات را در جزئیات میدانند.
ادامه مطلب »
برچسب: انتخابات، جناح چپ، میرحسین موسوی، ولایت فقیه
تحت دسته مصاحبهها | نظر (۵)
۱۳۸۸-۱۰-۱۳
خبرگزاری ایسنا در مهر ماه ۱۳۸۷ مصاحبهای را با حسین کچویان دربارهٔ انتخابات آتی ریاست جمهوری انجام داده است که ظاهراً هرگز متن آنرا منتشر نکرده است. کچویان در این مصاحبه، مشارکت ۸۰ درصدی را برای انتخابات ۸۸ پیشبینی کرده است. متن این مصاحبه را در ادامه از نظر میگذرانید.
دکتر حسین کچویان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، رییس گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه جامعه شناسی دین است. وی در بررسی رفتارهای انتخاباتی مردم ایران تاکید دارد که در ایران نیز رفتارهای انتخاباتی مانند سایر کشورها از جمله آمریکا شکل میگیرد و رفتار هیجانی اقتضای فضای انتخابات است.
دکتر حسین کچویان برای تشریح نظر خود به خبرنگار تاریخ و اندیشه ایسنا گفت: اگر همه برای خود حزبی باشند، جامعه از بین میرود، جامعه به تبعیت و متبوعیت جامعهاست. در جامعه سلسله مراتبی وجود دارد که برخی حرف میزنند و دیگران میشنوند و جهت میدهند. این ماهیت جامعهاست هیچ جایی جامعه از این سلسله مراتب خالی نیست و تنها سازوکارها و نحوهٔ تعامل نیروهای نخبه و غیرنخبه تفاوت دارد. وی افزود: در جهان سیاست، قلمرو سیاست را بر اساس مباحث و مفاهیم مختلفی میتوان فهم کرد. یکی از مقولات و مفاهیم مهم و محوری عمل سیاسی است که رفتار انتخاباتی هم در ذیل همین عنوان کلی میگنجد.
عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: جهان سیاست کنش سیاسی را شکل میدهد، کنش سیاسی که توسط آدمها و جریانهای مختلف شکل میگیرد، اشکال مختلفی دارد. کنشها گاهی اوقات مشارکتجویانه در ساختار سیاسی و گاهی ضد مشارکتجویانهاست یعنی در جهت تخریب نظام سیاسی است و در این معنا عمل سیاسی، رفتار و کنش انقلابی نامیده میشود. وی افزود: معمولا انقلاب، جریانهای لیبرالیستی که مسلط بر حوزه نظر هستند؛ کنش سیاسی ضد سیستمی را جزو عمل سیاسی نمیدانند. این نوع کنشها به بازتولید نظام سیاسی منجر نمیشود و باعث دگرگونی آن میشود. از این جهت، حوزه نظری علوم سیاسی، عملی که موجب بازتولید نظام سیاسی میشود را کنش سیاسی میدانند.
ادامه مطلب »
برچسب: اخلاق انتخاباتی، جامعهشناسی احزاب، جامعهشناسی دین، جامعهشناسی نخبگان، جامعهشناسی هیأتها، رفراندوم
تحت دسته مصاحبهها | نظر (۰)
۱۳۸۸-۰۹-۲۵
محمدحسین وزارتی در قالب پروندهٔ کالبدشکافی پدیدهٔ ریزشها و رویشها از سری پروندههای منتشره توسط دفتر مقام معظم رهبری، گفتگویی را با حسین کچویان در آذر ماه ۱۳۸۸ انجام داده است که در ادامه متن آن را از نظر میگذرانید. لازم به ذکر است که غلامرضا جمشیدیها، رئیس دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیز مقالهای تحت عنوان «امام و تئوری نسلها» را در این پرونده منتشر کرده است.
(س) بعضی از افراد و گروهها که به ارزشها و باورهای خاصی اعتقاد داشته و حتی در مواقعی نسبت به آن وفاداری شدید و افراطی دارند، پس از چندی نسبت به آن باورها دچار تردید و بهتدریج بیاعتقاد میشوند. از منظر جامعهشناسی این پدیده ناشی از چه عواملی است؟
در رابطه با این قضیه - تا جایی که مطلع هستم - کار مستقلی در ادبیات جامعهشناختی وجود ندارد. البته از زمان مارکس به بعد مباحثی راجع به روشنفکران وجود داشته که نقش روشنفکران و نوع ارتباط آنها با مردم مطرح شده و عمدتاً ناظر بر کارکرد و نقش روشنفکران است. بحثی هم در ادبیات انقلاب، تحت عنوان «تغییر بیعت روشنفکران» وجود دارد. به این معنا که روشنفکران و اهل فکر و نخبگان از یک سیستم میبُرند و به سیستم دیگری گرایش پیدا میکنند. از این جریان بهعنوان آخرین مراحل شکلگیری انقلاب و سقوط رژیم و سیستم قبلی یاد میکنند. اگر به صورت تاریخی نگاه کنیم، تحولات تاریخی بزرگ همیشه با رویشها و ریزشهایی همراه بوده است؛ یعنی بهتدریج در اعتقادات برخی نخبگان درون سیستم مسلط، نسبت به ارزشهای آن- که این سیستم بر مبنای آنها متولد شده است- بیمیلی ایجاد میشود و دیگر نخبگان در مسیر بازتولید و تداومش فعالیت نمیکنند. ضمن اینکه ارزشهای جدید و جریانهای تازهای میآیند و ایدههای نویی را مطرح میکنند و روشنفکران و نخبگانی را به دور خود جمع میکنند. برای مثال یکی از زمینههای سقوط شاه این بود که از پانزده خرداد تا پیروزی انقلاب، نخبگان سیستم و حتی طرفدارانش خیلی میداندار نبودند و کسی وجود نداشت که از آن دفاع کند. در واقع میبینیم که شاه، قدرت بسیج هزار نفر از عامه مردم را هم نداشت.
ادامه مطلب »
برچسب: جامعهشناسی انقلاب، جامعهشناسی نخبگان، رویش و ریزش
تحت دسته مصاحبهها | نظر (۱)
۱۳۸۸-۰۹-۱۰
بهنقل از ایران، شمارهٔ ۴۳۷۰، سوم آذر ۱۳۸۸.
دکتر حسین کچویان در حال تألیف ۳ کتاب درباره جامعه و تاریخ، عدالت و ماکیاولی است. او که پس از بازگشت از انگلستان در متن هیجانانگیزترین ماجراهای فکری بوده، همواره نظرات خاص و البته متفاوتی در مورد مسائل مختلف داشتهاست. این نظرگاههای متفاوت ظاهراً قرار است به صورت منسجم در یک نظریه تاریخی-اجتماعی متبلور شود، کتابی که احتمالاً «بنیانهای قدسی جامعه و تاریخ» نام میگیرد. در این کتاب پس از نقل نظریههای موجود در باب تاریخ و جامعه، به بررسی دورکیم و وبر میپردازد تا نشان دهد آنها متوجه بنیانهای قدسی اجتماع شده بودند اما تلاش کردند تفسیری سکولار از این بنیانها ارائه دهند. سپس ریشههای تجدد، چگونگی به وجود آمدن و این که چگونه به وضعیت نهایی خود رسیدهاست، میکاود و سرانجام نظریهای را که کمی باطنی به نظر میرسد، ارائه میدهد. به نظر کچوئیان هر تحولی، دینی است و در حقیقت تاریخ، تقویم انبیا است که هر کدام تمدنی دیگر را بنیان نهادند. حتی تمدن جدید به نوعی ادامه منحرف تمدن مسیحی است. وی در کتاب دیگری نظریههای عدالت از هابز تا راولز را مرور میکند. سپس به این نتیجه میرسد که ایده راولز یک تئوری عام در مورد عدالت نیست بلکه بیشتر پیشنهادی در چارچوب لیبرال دموکراسی است. کار دیگر کچوئیان به تألیف اثری در مورد ماکیاولی مربوط میشود. او ماکیاولی را پدر علوم اجتماعی جدید میداند. همچنین ظاهراً دو کار نیمه کاره دیگر هم روی میز او وجود دارد که بعدها به ثمر خواهد رسید. گفتمان مطالعات فرهنگی و فلسفه و حقوق بشر. گفتنی است مجموعهای از سخنرانیها، مصاحبهها و چند مقاله وی نیز آماده چاپ است که شاید بزودی خبر نشر آن را بشنویم. با این وصف، کچویان هم اکنون پشت کوهی از کاغذ مشغول کار است. بعید است اگر به اتاق او بروید، به سرعت بتوانید پیدایش کنید.
برچسب: عدالت، ماکیاولی، بنیانهای قدسی اجتماع
تحت دسته کتابها | نظر (۰)
۱۳۸۸-۰۷-۵
هفتهنامهٔ پگاه حوزه گفتگویی با حسین کچویان انجام داده است که در شمارهٔ ۹۶ و ۹۷ (خرداد ۱۳۸۲) آن چاپ شد. با توجه به اهمیت این گفتگو برای شرایط فعلی علوم در ایران، این گفتگو را منتشر میکنیم. سؤالات پگاه حوزه با «(پگاه)» و پاسخ آن با «(کچویان)» روشن شده است. متن این گفتگو را، پس از مقدمهای از پگاه حوزه، در ادامه میخوانید.
اشاره؛ مطلبی که پیشروی شماست، گفتگویی استبا دکتر حسین کچوئیان صاحبنظر در مسائل اجتماعی و استادیار دانشگاه تهران درباره جایگاه و فرایند تولید فکر و نظریه سازی در کشور و نیز فرصتها و چالشهایی که در مسیر این فرایند قرار دارد.
دکتر کچوئیان در این گفتگو، با نگاهی واقعبینانه و به دور از آنچه آن را ارزیابیهای منفی مینامد، به تبیین این جایگاه و نقد فرایند علم در ایران میپردازد. او با اشاره به برخی موفقیتهای کمی، روند یاد شده را رو به رشد دانسته و در عین حال رمز و راز کاستیها را از خلال نظریه وابستگی جستجو کرده و معتقد است که غرب تمام بنیانها و ساختارهای مورد نیاز در کشورهای جنوب و به خصوص در کشور ما را به هم ریختهاست. او عوامل اصلی این اتفاق را فقدان قدرت تحلیل و کاربردی کردن انباشتههایی از اطلاعات موجود میداند؛ همانگونه که درگیر شدن نخبگان و فرهیختگان را در سیاست و عمل سیاسی اجتماعی از دیگر عوامل یاد شده، میپندارد.
او همچون «مایکل مولکی» که کتاب علم و جامعهشناسی معرفت وی را به فارسی برگرداندهاست، معتقد است که بسترها و زمینههای سیاسی بر فعالیتها و انگیزشهای نخبگان تاثیر گذار است.
مولکی نیز بیطرفی دانشمندان را از لحاظ سیاسی، ادعایی ایدئولوژیک خوانده، پیشنهاد میکند که برای اولین بار به بررسی میزان حضور پدیدههای قدرت و سلطه در جامعه تحقیقاتی پرداخته شود.
کچوئیان در عین حال ارزیابی نسبتاً مثبتی از وضعیت موردنظر ارائه میدهد و تاکید دارد که آرمانهای بلند و همت عالی، نباید به سوی ارزیابیهای منفی تغییر مسیر دهد. این گفتوگو را با هم میخوانیم.
(پگاه) ضمن تشکر از فرصتی که در اختیار قرار دادید، موضوع بحث ما نهضت علمی و آزاداندیشی است. موضوعی که در دل آرمانهای انقلاب وجود داشت و ما انتظار داشتیم بر اساس آن تحولی را در حوزههای معرفت، اجتهاد، نواندیشی و تولید علم ناظر باشیم. اما پارهای از ارزیابیهای کلی از جایگاه معرفت و علم در ایران، گویای آن است که در این زمینهها موفقیت چندانی حاصل نشدهاست. ابتدا حضرتعالی بفرمایید که تا چه اندازه، با اینگونه ارزیابیها موافقید و کلاً نظرتان در این باره چیست؟
(کچویان) راجع به رشد منفی علم در ایران، یک نکته را باید گفت. ممکن است این احساس و تصور وجود داشته باشد، ولی این احساس و تصور به نظر من - مثل همه زمینههایی که درباره آنها چنین ارزیابیهای منفی وجود دارد - به معنای بلند بودن توقعات است، یا بلند بودن آرمانها و از آن طرف هم به معنای فاصله عظیمی است که بین ما و غرب وجود دارد؛ و گرنه در هیچ زمینهای از زمینههای اجتماعی - وقتی تحول جامعه بهطور کلی مطرح است، نه یک پروژه یا یک طرح خاص - بیستسال زمانی نیست که بر پایه آن بتوان از تحولات ارزیابی معناداری کرد.
ادامه مطلب »
برچسب: انحطاط، تمدن اسلامی، تمدن غرب، توسعه، جهانیشدن، رشد علم، علم، ماکیاول
تحت دسته مصاحبهها | نظر (۰)
۱۳۸۸-۰۶-۲۹
متنی که در ادامه میآید سخنرانی حسین کچویان است که در ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ دربارهٔ حوادث پس از انتخابات ۸۸ ایراد شده است. برخی خبرگزاریها این سخنرانی را پوشش دادهاند از جمله ایرنا و ایران.
ما در این موضوع با پدیدهای مواجه هستیم که عناوین مختلفی در مورد آن به کار رفته و از حیث مفاد و معنا ابهامات زیادی دارد. این پدیده برخلاف آنچه که ممکن است به نظر بیاید، سابقه طولانی دارد. تلقی خود بنده این است که اولین جرقههای چنین اقدام و فعالیتی در جریان خود انقلاب اسلامی اتفاق افتاد یا میخواست اتفاق بیفتد، یعنی سابقه آن به زمان کارتر میرسد هر چند که به طور مشخص در زمان ریگان این نوع از اقدامات به صورت سازمان یافته شکل گرفتهاست. البته این اقدام که با این عنوان از آن یاد میکنیم در یک چارچوب تئوریک دیگر هم از آن صحبت شدهاست. در این چارچوب، بعضا به این انقلابات مخملی، موج چهارم دموکراسی میگویند. چیزی که ما در معنای دقیق و درست آن تحت عنوان دموکراسیسازی از آن یاد میکنیم، از نظریه پردازان متاخر همچون هانتینگتون تا قبل از این تحولات اخیر از سه موج پیدایی جریانهای دموکراتیک در جهان صحبت میکردند. موج اول آن مربوط به کشورهای غربی بود یعنی آن موجی که از قرن نوزدهم میلادی از کشورهای غربی شروع شد و رفته رفته تمام کشورهای غربی را در برگرفت. موج بعدی که از دهه هفتاد میلادی شروع شد و با پرتغال و اسپانیا بود چون این دو کشور در کشورهایی اروپای همچنان تحت حکومت نظامیان قرار داشتند و در اوایل دهه هفتاد غالب دموکراتیک پیدا کردند و موجهای بعدی که جاهای مختلفی را درنوردید از جمله کشورهای آمریکای لاتین و حتی کشورهای اسلامی، موجی که رژیمهایی مثل رژیم شیلی و اندونزی و فیلیپین را با نظامات دموکراتیک جایگزین کرد و این موج اخیر و حرکت موجود در ایران را بعضی صاحب نظران موج چهارم دموکراسیسازی میدانند.
تحولی که در این موجها اتفاق افتادهاست، صرف نظر از کیفیت و محتوای واقعی آن این است که ما مواجه میشویم با اینکه سیاستهایی که قبلا نظامات دیکتاتورمآبانه و یا حاکمیتهای نظامی بر آنان حکومت میکردهاست، تدریجا با نظامهایی که ظاهرا از دل انتخابات بیرون آمده جایگزین میشود. البته این موج اخیری که ما راجع به آن صحبت میکنیم یک تفاوتهایی با امواج دیگر دارد ولی ریشه قضیه به یک چیز واحد بر میگردد که از دهه هفتاد به بعد شرایطی در جهان فراهم شد که غربیها این امکان را پیدا کردند که به جای اینکه برای تداوم سلطه به دیکتاتورها و حکومت نظامی اتکا کنند. بتوانند در یک قالبی که قالب کاملا مشروعی است، سلطه و رابطه سرکوب گرانه خودشان را با سایر کشورهای جهان که غیر غربی هستند، برقرار کنند.
ادامه مطلب »
برچسب: انقلاب رنگی، انقلاب مخملی، دموکراسیسازی
تحت دسته سخنرانیها | نظر (۰)
۱۳۸۸-۰۶-۲۸
فایل صوتی مصاحبهٔ منتشر نشدهٔ اعتماد با حسین کچویان دربارهٔ دفاع مقدس، بسیج و جامعهشناسی جنگ در ادامه قابل شنیدن است. متأسفانه فایل با کیفیتتری در دسترس نیست. مصاحبه به احتمال زیاد در شهریور ماه ۸۸ انجام شده است.
مصاحبهٔ اعتماد دربارهٔ دفاع مقدس
برچسب: انقلاب فرهنگی، جامعهشناسی بسیج، جامعهشناسی جنگ، دفاع مقدس
تحت دسته مصاحبهها | نظر (۰)